مدارس ، از اشراق لمعات انوار اين آفتاب سپهر كمال بىنصيب هستند ، و مالكان منهج طلب را در اين عصر از ساحت مقاصد آن چيزى « 1 » نيست ، و در دست ايشان از جواهر حقايق آن گهرى نه ، لا بد چندى از مهمات « 2 » مطالب ايشان ، كه بيان اين مطلب مبتنى « 3 » بر آن است ، بيان كنيم به توفيق اللّه تعالى .
اولا ببايد دانست كه همچنانكه اختلاف ، به اختلاف « 4 » حقيقت مىباشد ، چون اختلاف انسان و فرس ، و « 5 » به عدد مىباشد ، چون اختلاف زيد و عمرو ، و اختلاف « 6 » ، كمال و نقصان در ذات شىء نيز مىباشد ، بىانضمام امرى خارج به آن حقيقت ، بل براى كمال در نفس حقيقت و نقصان آن ، « 7 » قطع نظر از امور زايد « 8 » . و آنچه مشائيان گويند كه ماهيت و اجزاء آن قابل شدت و ضعف نيست ، با آنكه دليلش تمام نيست منتقص مىشود به زيادتى مقدار بر مقدار « 9 » . چه زايد غير از مقدار چيزى نيست و همچنين ناقص . و ثانيا نموده مىشود كه عقل در اول نظر ، تقسيم اشياء به نور و ظلمت مىكند و مراد به نور ، آنجا « 10 » ، آن است كه پيدا به خود باشد و دگرها « 11 » به « 12 » او پيدا باشد « 13 » . خواه محتاج به غير باشد و خواه نباشد .
پس حاصل معنى نور آن « 14 » است كه پيدايى او به خود باشد . يعنى
هامش
( 1 ) ب : و ج : و ه : خبرى .
( 2 ) - ب : امهات .
( 3 ) - ه : مبنى .
( 4 ) - ب : و ج : و ه : ندارد .
( 5 ) - ب : ندارد .
( 6 ) - ه : + به .
( 7 ) - ه : + با .
( 8 ) - ب : و ج : و ه : زايده .
( 9 ) - ب : و ج : و ه : + كه زيادتى آنجا به نفس حقيقت مقادريه است .
( 10 ) - ب : و ج : و ه : اينجا .
( 11 ) - ب : ديگرها .
( 12 ) - ج : و ه : با .
( 13 ) - ه : ندارد .
( 14 ) - ب : اين .