نمىگردد و اگر بر شيشههاى متلون تابد هر يك به رنگى نمايد . . . و بالاخره صوفيان حقيقت را واحد و احديت را اصل و منشأ تمام مراتب وجود مىدانستند . گويند وجود حقيقى منحصر به حق است و ديگران پرتوى از نور او و تراوشى از فيض اويند . ( فرهنگ معارف اسلامى ) .
8 - 61 - محوضت : صراحت ، بىآميغى ، خلوص ، خالص نسب گرديدن ، ويژه شدن ( لغت نامه ) .
8 - 61 - اطلاق : رهايى ، آزادى ، خلاص از قيد و بند ، استعمال كلمهاى در معنيى مخصوص .
9 - 61 - متراكب : بر هم نشسته ، متراكم . ( معين ) .
12 - 61 - نفى : مقابل اثبات ، در فلسفه معادل سلب و مقابل ايجاب است . نزد عارفان نفى صفت بشريت است و به اثبات ، اثبات سلطان حقيقت اراده كردهاند . زيرا كه محو ، ذهاب كلى بود و نفى كل ، جز بر صفات نيفتد . زيرا در حال بقاى بشريت ، فنا در ذات صورت نگيرد . . . و گفتهاند كه مراد از نفى ، نفى اختيار بنده باشد به اثبات اختيار حق .
( فرهنگ عرفانى ) .
13 - 61 - فنا : نيستى ، محو شدن . در اصطلاح يعنى فناى بنده در حق ، كه جهت بشريت بنده در جهت ربوبيت حق محو گردد . با « فنا » به سقوط اوصاف مذموم و با « بقا » به قيام اوصاف محمود اشاره مىكنند . . .
و فنا اضمحلال و تلاشى غير حق است در حق ، و محو موجودات و كثرات و تعينات در تجلى نور الانوار . . . در مرحلهء فنا سالك به جايى مىرسد كه شخصيت و تعينات موجودات در نظر حقانى او هيچ مىنمايد . غايت فنا انتفاى انيت سالك و اصل است . ( فرهنگ عرفانى ) .
3 - 62 - غيب الغيب : يا غيب الغيوب يا غيب مكنون كه آن را غيب مصون هم گويند . ذات و كنه ذات است كه به جز خدا كسى از آن آگاه
تهليليه ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: المحقق الدواني
ص١٢٩