كنا حروف عاليات لم تقل * متعلقات في ذرى اعلى القلل
انا أنت فيه و نحن أنت و أنت هو * و الكل هو هو فسل عمن وصل .
( لغت نامه ) .
10 - 66 - وجود منبسط : وجود منبسط را در اصطلاح عرفا نفس رحمان ناميدهاند . و « صدر الدين ) گويد اول ما صدر ، وجود منبسط است كه حق المخلوق هم ناميدهاند و نور سارى در تمام موجودات است و از اين جهت روح وجود هم گويند و در هر مرتبتى به صورتى نمايان شود و آن را ظل و هباء و عما هم ناميدهاند . ( فرهنگ معارف اسلامى ) .
1 - 67 - حلول : حلوليه از فرق كلامى و عرفانى هستند كه گويند :
خدا در تمام اشياء حلول كرده و امتزاج دارد . مانند حلاوت در خرما .
( فرهنگ عرفانى ) .
13 - 67 - اقتناص : شكار كردن ، كسب كردن . ( دهخدا ) .
2 - 68 - فيه اسرار اخر لا ابوح بها : در آن اسرار و نكتههاى ديگرى است كه فعلا آنها را بازگو نمىكنم و اشارهاى نمىنمايم .
3 - 68 -
تلقين و درس اهل نظر يك اشارتست . * گفتم كنايتى و مكرّر نمىكنم
( ديوان حافظ ) .
7 - 68 - مستدير : دور زننده ، دايرهاى ، گرد . ( معين ) .
13 - 68 - تفرقه : در نزد عارفان اشاره به وجود مباينت است . چه اثبات عبوديت و ربوبيت و فرق خلق از حق بىتفرقه عين زندقه بود و تفرقه بى جمع ، محض تعطيل حق بود . و اگر در طاعت به كسب خود نگرد در مقام تفرقه باشد و اگر به فضل حق نگرد در مقام جمع بود . و هر كه از