6 - 59 - الرضا بما قضا : راضى و تسليم بودن به قضاى الهى .
7 - 59 - مؤدّى : اسم مفعول از مصدر تأديه به معنى تأديه شده ، پرداخته ، مفهوم ، مفاد . ( معين ) .
7 - 59 -
ان اللَّه يا مر
. . . : همانا خداوند امر مىكند به داد و نيكى و رسيدگى به خويشان و نهى مىكند از فحشا و ناشايست و ستم . ( قرآن ، سوره نحل ، آيه 90 ) .
9 - 59 - همهء افعال فعل حق است ( توحيد افعال ) : موقوف بر آن است كه سالك به طريق تصفيه به مقامى برسد كه تعين و هستى مجازى وى كه پردهء جمال الهى گشته و مانع مشاهده بوده ، محو و فانى گشته و بىخود شود و خود را حق ديده ، به لسان حق ناطق به نطق انا الحق گردد . . . توحيد شهودى عيانى و وجدانى ذوقى را سه مرتبه است ، اول آنكه حضرت حق به تجلى افعالى بر سالك متجلى شود و سالك صاحب تجلى جميع افعال و اشيا را در افعال حق فانى يابد و در هيچ مرتبه ، هيچ شيئى را غير حق فاعل نبيند و غير از او مؤثر نشناسد و اين مقام را « محو » مىنامند . ( فرهنگ عرفانى ) .
1 - 60 - توحيد صفات : آنكه حضرت حق به تجلّى صفاتى بر سالك متجلى گردد و سالك صفات تمام اشياء را صفات حق بيند و غير حق را مطلقا هيچ صفت نبيند و اشيا را مظهر و مجلاى صفات الهى بشناسد كه اين مقام را « طمس » گويند . ( فرهنگ عرفانى ) .
7 - 60 - باسرها : به تمامى ، همگى ، جملگى ( معين ) .
15 - 60 - توحيد ذات : آنكه حضرت حق به تجلى ذاتى بر او متجلى شود و سالك تمام اشيا را در پرتو نور تجلى ذات خدا فانى يابد و تعينات عدمى و وجودى ، به فنا در توحيد ذاتى مرتفع شود و هيچ شيئى را به غير حق موجود نبيند و نداند و وجود را حق داند و به جز وجود واجب