14 - 58 - برقع : روى بند ، نقاب ( معين ) .
1 - 59 - خير و شر : قبح و حسن .
3 - 59 - اشعرى : ابو الحسن على بن اسماعيل اشعرى از اعقاب ابو موسى اشعرى است ( 330 - 260 ه . ق ) . وى شاگرد أبو على جبائى بود و بدين ترتيب در ميان معتزله تربيت شد و مانند آنان به سلاح منطق و فلسفه مسلح گرديد و در حدود چهل سالگى از طريقهء معتزله دست برداشت و باقى حيات را در مبارزهء با آنان گذراند . وى مؤسس مذهب اشعرى است . از جمله تأليفات وى : كتاب اللمعة ، كتاب الموجز ، كتاب ايضاح البرهان ، كتاب الابانة و . . . است . به عقيدهء او ايمان عبارت است از تصديق به قلب . امّا قول به لسان و عمل به اركان از فروع آن است .
صاحب گناه كبيره اگر بدون توبه بميرد حكم او با خداوند است ، يا او را به رحمت خود مىآمرزد يا به شفاعت پيغامبر ، و يا به مقدار جرمش عذاب مىكند ، امّا اگر توبه كند آمرزيدن او بر خدا واجب نيست ، زيرا خدا موجب است و چيزى بر او واجب نمىشود . خدا مالك خلق خود است ، اگر همهء خلق جهان را به بهشت برد مرتكب حيفى نشده است و اگر همه را به آتش افكند ظلمى نكرده است . در مورد رؤيت گفته : هر چه موجود باشد مريى است و چون خدا موجود است پس مريى است . و . . .
امامت به اتفاق و اختيار - نه به نص و تعيين - ثابت مىشود . و به اين ترتيب وى طريقهء اهل سنت را تأييد مىكند . ( معين ) .
- « كار بزرگ اشعرى اين بود كه ميان اهل كلام و حاملان حديث صلح برقرار كرد » نكته ديگر رد كردن رأى معتزله در باب صفات الهى و وعد و وعيد است . او گفت كه صفات عين ذات نيست . صفات قديم است و قائم به ذات او . راجع به قرآن نيز معتقد به قدم آن است . . . اشاعره بر خلاف زيديه و خوارج و بعضى طوائف معتزله و شيعه كه اطاعت از حكومت جائر
تهليليه ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: المحقق الدواني
ص١٢٤