تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهليليه ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
خطره داشت و در تصوّف صاحب تصنيف بود و بسى مشايخ كبار را ديده بود و با « نهر جورى » و « بو الحسن الصايغ » صحبت داشته و امام بود در حرم مدّتى . . . پرسيدند از خلق ، گفت : قالبها است كه احكام قدرت بر ايشان مىرود و دلهاى خلايق را دو روى آفريده شده است ، يكى جانب عالم ملكوت و ديگرى جانب عالم شهادت و آن معارفى كه خطوط از اوج قلوب است بر آن روى است كه مقابل ملكوت است و آن گاه عكس آن معارف مقدّسه از آن روى بدين روى ديگر زند و آن روى بدين ديگر باز زند تا او را از هژده هزار عالم خبر دهد و عكس آن حقايق را كه ضياء نور است چون فروغ بدين روى زند كه عالم شهادت است . آن را نام معرفت شود . » ( تذكرة الاولياء ، ج 2 ، ص 306 و 310 ) . 12 - 56 - ما الانسان الاّ قوالب . . . انسان چيزى نيست جز قالبها و اشباحى كه در آن احكام مقادير و ارادهء پروردگار جارى است . 16 - 56 - قبح و حسن : در توضيح بيشتر اين مطلب ، جامى در نقد النصوص چند بيت جالب دارد كه ضمن آن به حديث نبوى نيز اشاره مىكند :
بلبل شاخسار باغ بلاغ * شاهباز نشيمن « ما زاغ » داشت چشم سرش چو ديدهء سر * روشنايى ز كحل « بىيبصر » چون به نظارهء جهان پرداخت * هر بد و نيك را كه ديد شناخت كانچه نيك از خصائص قدم است * و انچه بد از نقائص عدم است گفت « الخير كلّه بيد يك * لكن الشرّ لا يعود إليك »