مىداند و چنان مىنمايد كه اجسام را مركب از هيولى و صورت نمىداند . . . وى دلائلى را كه مشائيان براى اثبات و وجود هيولى اقامه كردهاند مردود مىداند و جسم را صرف مقدار مىداند و نه مركب از ماده و صورت . ( فرهنگ معارف اسلامى ) .
« انتقاد مهم سهروردى بر مشائيان دربارهء تركيب جهان از صورت و ماده است كه اساس فلسفه ارسطو را تشكيل مىدهد . سهروردى اجسام را چون ظلمت و صور ارسطويى را چون نگهبانان نور يا فرشتگان فرمانرواى هر وجود مىداند . وى جسم را جوهر بسيط خارجى كه قابل پذيرش اتصال و انفصال است ، مىشمارد . اين جوهر به خودى خود داراى ماهيت مخصوص خود است و « جسم » خوانده مىشود . ولى به مناسبت پذيرش صورت نوعيه ، « ماده اوليه » يا « هيولى » ناميده مىشود . ( تاريخ فلسفه در اسلام ، ج 1 ص 541 ) .
« اصل اساسى حكمت مشاء اين است كه جسم مركب از هيولى و صورت است . اما شيخ اشراق اين اصل را نمىپذيرد و جسم را جوهرى بسيط مىداند كه حقيقتش مقدار است و قابل ابعاد سهگانه طول و عرض و ارتفاع است . حقيقت جسم مطلق ، مقدار مطلق و حقيقت اجسام خاصه مقادير خاصه است . و جسم مطلق را كه مقدار مطلق است ، به اين اعتبار كه مستعد قبول صور نوعى و هيآت يعنى اعراض است ، هيولى مىنامد و به اين صورت پايه و اساس فلسفه ارسطويى و مشائى را دگرگون مىسازد . » ( فلسفه در ايران - ص 203 ) .
11 - 51 - مفتقر : نيازمند ، محتاج . ( معين ) 13 - 51 - اخس : پستتر ، فرومايهتر ، خوارتر ، زبونتر . ( لغت نامه ) .
16 - 51 - نور اعظم ، نور اعلى : « نور اعظم و نور اعلى است زيرا كه برتر و بالاتر از آن نورى نيست .
تهليليه ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: المحقق الدواني
ص١١٦