باب عالم اشباح و قالبهاى مثالى و صورتهاى مقدارى از آن بهرههايى برگيرد . » ( شهاب الدين سهروردى و سيرى در فلسفه اشراق ، ص 2145 ) .
مقدار : « اصطلاح فلسفى است . عبارت از كمّ متصل قار الاجزاء ، مانند خط ، سطح و جسم يا غير قار الاجزاء ، مانند زمان مىباشد . و بالجمله مقدار در فلسفه به معناى كم متصل و منفصل است ، اعم از آنكه قار الاجزاء باشد يا غير قار الاجزاء ( اساس الاقتباس ص 40 ) در اينكه مقدار و مقادير اشياء و اجسام جواهرند يا اعراضاند و آنكه ماهيت مقادير چيست اختلاف است « شيخ الرئيس » گويد : مقدار عبارت از نفس اتصال است نه شىء متصل - شفا ، ج 1 ، ص 194 . « قطب الدين » گويد : اقسام مقدار سه است : خط ، سطح و بعد تام و آن را جسم تعليمى خوانند ، پس خط طولى باشد تنها بىاعتبار عرض و عمق و سطح طول ، و عرضى باشد مخسب . و بعد تام طول و عرض و عمق است .
فرق ميان اين مقادير و ميان جسم طبيعى آن است كه هر يكى از مقادير متبدل مىشوند بر جسمى واحد با آنكه آن جسم به حال خود باقى باشد بىتبدل و متبدل غير ، غير متبدل باشد . نبينى كه چون پارهاى موم را مشكّل كنى به اشكال مختلف چگونه طول او زيادت مىشود يك بار و كم مىشود ديگر بار و همچنين عرض و عمق آن ، با آنكه جسميت آن در همهء احوال همان است كه بود . پس هر يكى از خط و سطح و عمق غرض باشد در جسم . پس مجموع ايشان نيز كه بعد تام است هم عرض باشد . - شفا . ج 1 ، ص 3 » ( فرهنگ معارف اسلامى ) .
5 - 50 - غواسق برزخيه : همهء چيزها در جهان به دو قسم منقسم مىشوند ، يكى نور في نفسه و آن دگر آنچه نور وضوء في نفسه نمىباشد ، و نور في نفسه هم بر دو قسم است ، نور في نفسه و لنفسه و نور عارض . و آنچه غير نور است نيز دو قسم است . آنچه نياز به محل دارد
تهليليه ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: المحقق الدواني
ص١١٤