تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهليليه ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
تقسيم ماهيت به نور و ظلمت : با قول به اصالت ماهيت ، عالم را مركب از ماهيات مىداند و آنها را به اعتبارى به نور و ظلمت تقسيم مىكند ، مقصود از نور ظهور است و مقصود از ظلمت عدم نور و ظهور ، به طور مطلق . پس در واقع تقابل نور و ظلمت ، تقابل تضاد نيست ، بلكه تقابل وجود و لا وجود است . نور خصوصياتى دارد از جمله : خير محض است ، بديهى و بىنياز از تعريف است و اصلا تعريف آن ممكن نيست ، زيرا اظهر از نور چيزى نيست ، تا نور به وسيلهء آن تعريف و شناخته شود . آن حقيقت واحد است و درجاتى دارد از شدت و ضعف و تقدّم و تأخّر و در اين درجات « ما به الامتياز » عين « ما به الاشتراك » است . يعنى كه اشتراك انوار با هم در نورانيّت است و امتيازشان از هم نيز در نورانيّت است . نسبت نور به ظلمت مانند نسبت ظهور به خفا و نسبت وجود به عدم است و بالاخره ظهور نور به ذات خود و ظهور اشيا با نور است . تقسيم نور به جوهر و عرض : مقصود از نور جوهرى ، نورى است كه قائم به ذات است ، نه قائم به غير ، نور محض است نه آميختهء به ظلمت ، مجرّد از ماده است نه عارض و نه منطبع در آن . و نيز عارى از جهت و متعالى از مكان است ، لذا اشارهء حسى به آن امكان نمىيابد بلكه اشاره به آن عقلى و به صريح عرفان مىباشد . اما نور عرضى ، قائم به ذات نيست ، قيامش به جسم است . و عرض و هيئت جسم است ، داراى جهت و مكان است ، بنابر اين اشارهء حسى به آن امكان مىيابد و به ادراك حسى در مىآيد . مانند نور آفتاب و ساير انواع محسوس اين عالم . اقسام نور جوهرى : الف : نور الانوار ، يعنى واجب الوجود و پروردگار جهان . ب : انوار قاهره يا عقول : اين قسم انوار با اينكه جوهر و قائم به ذات