فلسفه اشراق ، ص 19 و 33 ) .
11 - 48 - افلاطون ( 427 - 347 ق . م ) از طرف مادر نوادهء سولون بود ، و اگر ادعاى پدرش پذيرفته شود ، از طرف پدر نسب به آخرين پادشاه آتن مىبرد . وى شاگرد سقراط و استاد ارسطو بود . از سن بيست سالگى تا مرگ سقراط وابسته به حوزهء سقراطى باقى ماند . آثار وى بىنهايت خوب نگه داشته شده ، و از آنها بيست و شش محاورهء موثق و معتبر به ما رسيده است . در سن چهل يا چهل و يك سالگى يك مؤسسه تعليم و تربيتى بنياد نهاد كه به آكادمى معروف است ، و در آنجا تا زمان مرگ خود در هشتاد سالگى به تعليم اشتغال داشت . آكادمى تا 529 ميلادى ، يعنى 926 سال بعد از آغاز پيدايش آن برقرار بود . در اين سال پوسينين ، امپراطور روم شرقى ، به علت تعصب دينى آن را بست و به فلسفهء يونانى رسما پايان داد و قرون تاريك به اروپا سايه افكند .
معرفت بنابر نظر افلاطون ، ادراك وجود حقيقى يك شىء است .
چنان كه سوفسطائيان به طور قطعى نشان دادند ، ماهيت حقيقى يك شىء نمىتواند توسط ادراك حسى شناخته شود . وجود حقيقى يك شىء همان مثال آن است . يعنى طبيعت ازلى و تغيّر ناپذير و كلّى آن . و آن را تنها به وسيلهء يك روش ويژهء تحقيق مىتوان شناخت . روشى كه وى براى تحصيل معرفت موجودات حقيقى به كار مىگيرد ، روش ديالكتيكى سقراط است ، ديالكتيك فراگردى تدريجى است كه به كمك آن ما از محسوس به معقول ( مثالى ) فراتر مىرويم . پس از آنكه دو مثل كلى كشف شد ، تقسيمات فرعى آنها ( انواع ) مورد تحقيق واقع مىگردد .
بدينسان به وسيلهء فراگرد تركيب و تجزيه ، ما از مثالى به مثال ديگر بالا و پايين مىرويم و تمام سلسله مثل را مشاهده مىكنيم . . . با مشاهدهء عالم مثل ، ما كل واقعيت ، كل جهان معقول را درك و فهم مىكنيم . در اين
تهليليه ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: المحقق الدواني
ص١٠٧