مقسم را خارج قرار دهيم دو قسم زيادتر نخواهند بود ، واجب و ممكن .
زيرا كليهء موجودات عالم يا واجبند و يا ممكن و بلكه موجودات همه واجبند ، نهايت ذات حق واجب بالذات است و ما سوى اللّه واجب بالغيرند . . . يعنى وجوب آنها از ناحيهء علت است كه آنها را پديد آورده است . واجب با لذات يعنى موجودى كه من حيث الذات مصداق موجوديت باشد و موجوديت آن بدون قيد و وصف و شرط باشد و آن اصل الوجود است كه ذات حق تعالى است . ( فرهنگ معارف اسلامى ) 14 - 47 - وجودات خاصه : مراد از وجود خاصه موجودات ممكنهاند كه هر يك در حد وجودى خود داراى خواص و آثار مخصوصاند . حقايق عالم همه موجودات خاصهاند و ذات احديت وجود مطلق است . ( فرهنگ معارف اسلامى ) 16 - 47 - مقول : اصطلاح منطقى است . در لغت يعنى گفته شده و در اصطلاح به معناى محمول آمده است . و مقول در جواب ما هو ، يعنى آنچه در مقام سؤال از ماهيت شيئى گفته و حمل شود و به عبارت ديگر ذاتيات نوعى و جنسى اشيا را گويند . ( فرهنگ معارف اسلامى ) 9 - 48 - اشراقيان ( حكمت اشراق ) : « از لحاظ تاريخى ، حكمت اشراقى با ما بعد الطبيعه پيش از ارسطو مربوط است . جرجانى در كتاب تعريفات خود اشراقيون را از جمله فيلسوفانى مىداند كه استادشان افلاطون است . . . سهروردى در مطارحات مىنويسد كه حكمت اشراق به طور عميقى متأثر از ما بعد الطبيعه شاه موبدان ايران قديم چون كيومرث ، فريدون و كيخسرو بوده است . فيثاغورس و افلاطون آخرين حكماى يونان بودند كه تحت تأثير اين حكمت قرار گرفتند و سرانجام ذو النون مصرى و با يزيد بسطامى وارثان اين حكمت گرديدند .
حكمت اشراق هم از نظر ماوراى طبيعى و هم از نظر تاريخى به معنى
تهليليه ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: المحقق الدواني
ص١٠٤