ب - فلسفهء اولى ، بحث از امورى مىكند كه نه در ذهن و نه در خارج احتياج به ماده ندارند ، و منظور از آن معرفت امور كلى احوال موجودات مانند وحدت و كثرت و وجوب و امكان و حدوث و قدم و مانند آنهاست و يا الهيات به معنى اخص .
ج - فلسفهء اوسط ، بحث از امورى مىكند كه در وجود خارجى به ماده احتياج دارند مثل رياضيات . ( لغت نامه ) .
12 - 45 - تعيّن : قيصرى گويد : تعين چيزى است كه امتياز هر شىء از غيرش بدان است و امرى كه ما به التعين است ، گاه عين ذات است ، مانند تعين واجب الوجود كه ممتاز به ذات بود ، و مانند تعين ايمان ثابته در علم حق كه عين ذات آنهاست . زيرا وجود به انضمام صفتى كه مميّز آن باشد در حضرت علميه او را عين ثابت كند . گاه ما به التعين زايد بر ذات تعين است مانند امتياز كاتب از غير كاتب ، و گاه ما به التعين و ما به الامتياز عبارت از عدم حصول امرى است .
يعنى امر عدمى است مانند امتياز كاتب به عدم كتابت . در اين قسم هم يا حصول آن با قطع نظر از عدم حصول غير است و يا با نظر به عدم حصول غير است . و بالجمله تعين زايد گاه وجودى است و گاه عدمى و گاه مركب از وجود و عدم . ( شرح فصوص قيصرى ، ص 25 ، نقل از فرهنگ عرفانى ) .
13 - 45 - ماهيت : اصطلاحى فلسفى است . نزد حكما عبارت است از پرسش به « ما هو » ، و چيزى است كه در پاسخ سؤال به « ما » حقيقت گفته مىشود ، كه پرسش از گوهر اشيا است و بنابر اين بر حقيقت اشيا اطلاق مىگردد و آنچه شيئيت شىء بدان است ماهيت مىگويند . ماهيت هم بر حقيقت كلى و هم بر حقيقت جزيى اطلاق شده است .
قطب الدين ( در درة التاج ، جمله سوم از فن دوم ، ص 10 ) گويد : هر
تهليليه ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: المحقق الدواني
ص١٠٠