به عنوان محمولها . . .
دو قضيه كه در يكى از آنها محمولى دربارهء موضوعى اثبات و ايجاب شده ( الف ، ب است ) و در ديگرى ، نفى و سلب شده است ( الف ، ب نيست ) متناقضين ناميده مىشوند . يكى از چنين قضايا بايد كاذب و ديگرى بايد صادق و حقيقى باشد . اين قانون را ارسطو قانون تناقض ناميده است . همچنين « آدمى مىتواند هر محمولى را دربارهء هر موضوعى يا انكار كند يا اثبات » . بين سلب و ايجاب واسطهاى نيست . اين اصل را وى قانون طرد واسطه ( امتناع ارتفاع نقيضين ) ناميده است . اين هر دو قانون مبتنى است بر اين اصل ما بعد الطبيعى كه « شىء واحد نمىتواند در عين حال و در يك جهت هم به يك شىء متعلق باشد و هم متعلق نباشد » . اين اصل را ما مستقيما و به طور شهودى مىشناسيم و بنابر اين نيازى به برهان ندارد . هر برهانى و هر شناسايى متيقّنى متّكى بر اين اصل است .
تصورات ذهنى صفات ذاتى مشترك براى تمام افراد يك طبقه ، مفهوم « طبقه » را مىسازد . محتويات اين مفهوم تعريف « طبقه » را تشكيل مىدهد . صفات ذاتى انسان ، ناطقيت ( تعقّل ) و حيوانيت ، مفهوم و تعريف انسانى را مىسازد . ( تاريخ فلسفه - ج 1 - ص 140 - 138 ) .
9 - 45 - فلسفهء اولى : فلسفه يعنى علم به حقايق موجودات به اندازهء توانايى بشر . حكما به طور كلى فلسفه را بر دو قسم تقسيم كردهاند : فلسفهء عملى يا حكمت عملى ، و فلسفهء اكتسابى نظرى يا حكمت نظرى . حكمت عملى شامل تهذيب اخلاق ، تدبير منزل و سياست مدينه است . حكمت نظرى شامل سه قسم ذيل است :
الف - فلسفهء ادنى كه بحث از امورى مىكند كه مادى محضاند ، علم طبيعى ، طبيعيات .
تهليليه ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: المحقق الدواني
ص٩٩