خورد . اين برهان را متكلمان از آيه قرآن « لو كان فيهما آلهة . . . » گرفتهاند ( لغت نامه ) .
9 - 42 - استحاله : محال و ناممكن بودن ، گرويدن و گشتن .
( لغت نامه ) .
6 - 43 - ترجيح بلا مرجح : چيزى را برترى و فضيلت دادن كه سزاوار نباشد . مقدّم داشتن شخصى يا چيزى يا حكمى را بر ديگرى بدون هيچگونه رجحان و برترى . ( لغت نامه ) .
15 - 43 - توارد : حاضر شدن در مكان ، يكى بعد ديگرى . با هم به يك جا فرود آمدن . ( لغت نامه ) .
17 - 44 - دليل عقلى : دليلى كه مبتنى بر عقل باشد و آن در مقابل دليل شرعى و نقلى است و آنچه راجع است به قاعدهء حسن و قبح و كتاب و سنت و اجماع و عقل ، دلايل شرعى مىباشد . و مدركات و اذعانات عقلى كه راجع به حسن و قبح عقلى مىشود دليل عقلى است كه معظم اصول اديان و اعتقادات باشد .
1 - 45 - دليل نقلى : دليلى است كه مبتنى بر احكام شرع باشد و آن در مقابل دليل عقلى است . ( لغت نامه ) .
5 - 45 - توفيق : جريان امور است بر وفق مراد و ميل حق و حقيقت .
نيز فراهم آمدن اسباب كار است و موهبتى است الهى كه هر كه را ارزانى دارد ، كارها موافق ارادهء او انجام شود و سالك را به آنچه خواهد برساند . ( فرهنگ عرفانى ) 7 - 45 - مشائين : مشاء در لغت به معنى راه رونده است . فلسفهء ارسطو را حكمت مشاء گفتهاند زيرا وى عقايد خود را در حال راه رفتن بيان مىكرد . مشائين پيروان عقيدهء ارسطو را گويند . ( معين ) « مقصود از حكمت مشائى همان فلسفهاى است كه به واسطهء ارسطو
تهليليه ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: المحقق الدواني
ص٩٦