تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
محصل عبارت آنكه : « آنان كه گفتند : پس از آزرميدخت پسر مهر جشنس پادشاه شد گفته‌اند : چون كسرى پسر مهر جشنس كشته شد بزرگان فارس بجستجوى كسى بر آمدند كه از خاندان سلطنت باشد و لو اينكه اين نسبت از طرف مادر ثابت شود تا او را پادشاه كنند ، پس مردى را پيدا كردند كه در ميسان مسكن داشت و نام او فيروز پسر مهرانجشنس بود و او را جشنسده نيز ميناميدند و او را چهار بخت دختر يزداندار پسر خسرو انوشيروان زائيده بود پس او را با آنكه ميل بسلطنت نداشت براى خود پادشاه كردند ، و او مردى بود كه سرش بزرگ بود چون تاج بر سرش گذاشتند گفت : اين تاج چقدر تنگ است ! ؟ پس بزرگان از اينكه او در نخستين سخن خود كلمهء تنگى را به كار برد ناراحت شده و بتطيّر و تشأم اينكه آخر كار او بتنگى خواهد كشيد او را همان ساعت يا بعد از چند روز كشتند » . از اين بيانات روشن شد كه « صهار بخت - چهار بخت » از أعلام زنان بوده است يعنى از نامهائى است كه در آن زمان به آنها زنان را نام‌گذارى ميكرده‌اند ليكن از موارد ديگر برميآيد كه مردان را نيز به اين نام مىناميده‌اند دكتر معين در فرهنگ فارسى خود گفته : « بخت - بوخت ؛ پهلوى است بمعنى نجات يافته ، سه بخت - سبخت ، نجات يافتهء سه ، ( سه ركن زرتشتى - انديشهء نيك ، گفتار نيك ، كردار نيك ، يا تثليث عيسوى ، چهار بخت - صهار بخت ( معرّب ) نجات يافتهء چهار ( صليب ) ، بختبشوع نجات يافتهء عيسى » و نيز دكتر معين در فرهنگ فارسى ( در جلد أعلام ) گفته : « صهار بخت [ معرّب چهار بخت ، نجات دادهء چهار ( صليب ) ] لقب أبو يزيد طبيب شاگرد حنين بن اسحاق ( قر 3 ه ) وى كناش جور جيس بن جبرئيل بن بختيشوع را كه استادش حنين بن اسحاق از سريانى به عربى ترجمه كرده بود شرح كرده است » . از تلقّب ابو يزيد نامبرده معلوم مىشود كه در تسميه به اين اسم و تلقّب به آن نظر بمعنى آن بوده است كه نجات يافته باشد و اين معنى با مرد و زن منطبق مىشود چنان كه واضح است .
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 71 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث