و حكي عنه أنّه قال :
لقد اشتملت خزانتي على مائتي ألف مجلّد و سبعة عشر ألف مجلّد ما منها ما هو سميرى غيره » .
فاضل معاصر عبد العزيز جواهر الكلام در كتابخانههاى ايران گفته ( ص 19 - 20 ) :
« صاحب بن عبّاد وزير فخر الدّولهء بويهى بسيار علاقهمند بفضل و دانش و جمع آورى آثار علما و فضلا و شعرا بوده است و كتابخانهء مهمّى در رى داشته كه از انواع كتب نفيسهء نادره تشكيل مييافت . . . ابن خلّكان نام آن را برده و مىگويد :
نوح بن منصور پادشاه سامانى به صاحب بن عبّاد كاغذى نگاشته و او را محرمانه براى وزارت و زمامدارى مملكت خويش دعوت كرد صاحب از قبول دعوت نوح امتناع نموده و در جواب او چندين عذر مرقوم داشت از جمله اظهار كرد كه حركت من به طرف بخارا زحمت و تكلّفات زياد دارد براى اينكه حمل و نقل كتابخانهام تنها چهار صد شتر لازم دارد جز ساير لوازماتى كه بايد حمل گردد .
خود صاحب در ضمن توصيف كتاب الاغانى تأليف أبو الفرج اصفهانى نامى از كتابخانهء خود برده و مىگويد :
من در كتابخانهء خودم دويست و هفده هزار جلد كتاب نفيس دارم وقتى كه كتاب اغانى بدست من آمد از مطالعهء كتابهاى خويش صرف نظر نمودم و ملازم خواندن كتاب الاغانى شدم .
اين سخن صاحب را در توصيف كتاب الاغانى ابن خلّكان و ياقوت و غير هم در شرح حالات ابو الفرج اصفهانى مؤلّف كتاب الاغانى مذكور نقل نمودهاند » .
نگارنده گويد : معنى كلام صاحب نه آنست كه از ساير كتب بىنياز شدم كه ديگر به آنها مراجعه نكنم بلكه آنست كه نظر باينكه ذوقم با اغانى مأنوستر است غالبا نديم و همدم و مصاحب من كتاب اغانى است و گرنه همهء آن كتب بسيار مهمّ و هريك در جاى خود نفاستى بسزا و اهميّتى قابل ارزش دارد و در مورد نياز قابل
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٥٤