كتابها را ملاحظه كردم ديدم كه ده مجلّد فهرست كتب باقيمانده از آفت حريق آن كتابخانه است توضيح سخن آنكه چون سلطان محمود وارد رى شد او را گفتند كه : كتابهاى اين كتابخانه كتابهاى رافضيان و اهل بدعت است پس از آن ميان آنچه را در علم كلام بود بيرون آورد و فرمان داد تا آنها را بسوزاندند .
اين همان كتابخانه است كه ياقوت در كتاب ديگر خود « معجم البلدان » تحت عنوان « طالقان » از آن نام برده است به اين عبارت :
« و اليها ينسب الصّاحب بن عبّاد ، و أبوه عبّاد بن العبّاس بن عبّاد أبو الحسن الطّالقانيّ ، سمع عبّاد أبا خليفة الفضل بن الحباب و البغداديّين في طبقته . . . قال أبو الفضل : و رأيت له في دار كتب ابنه أبي القاسم بن عبّاد بالّريّ كتابا في أحكام القرآن ينصر فيه مذهب الاعتزال استحسنه كلّ من رآه » .
ابو الفضل گويد : « پدر صاحب بن عبّاد كتابى در احكام قرآن نوشته و در آن كتاب از مذهب اعتزال طرفدارى كرده است و آن كتاب بسيار خوب است بطورى كه هر كه آن را ديده و خوانده پسنديده و تحسين كرده است و من آن را در كتابخانهء پسرش صاحب بن عبّاد كه در شهر رى است ديدم » .
صاحب مجمل التواريخ بعد از بيان اوضاع و احوال اواخر دولت ديالمه گفته ( ص 403 - 404 ) :
« تا خداى تعالى سلطان محمود بن سبكتكين را رحمه اللّه بر ايشان گماشت و برى آمد با سپاه تاسع جمادى الاولى سنهء عشرين و أربعمائه ايشان را جمله قبض كرد و چندان خواسته از هر نوع بجاى آمد كه آن را حدّ و كرانه نبود و تفصيل آن در فتحنامه نوشتست كه سلطان محمود بخليقه القادر باللّه فرستاد و بسيار دارها بفرمود زدن و بزرگان ديلم را بر درخت كشيدند و بهرى را در پوست گاو دوخت و بغزنين فرستاد ، و مقدار پنجاه خروار دفتر روافض و باطنيان و فلاسفه از سراهاى ايشان بيرون آورد و زير درختهاء آويختگان بفرمود سوختن . ( الى آخر ما قال ) » .
ابن الاثير در كامل التواريخ ضمن حوادث سال 420 هجرى تحت عنوان
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٥٢