از من مىپرسيد ؟ ايشان مرا بدين جايگه رسانيدند و اين لفظ « عبد الرّحمن همدانى » در « كتاب الفاظ » ياد كرده است ، پس قول اوّل باطل شد .
بدان كه چون زيد بن على خواست كه خروج كند قومى از شيعه بر وى جمع شدند . ظنّ ايشان چنان بود كه خروج زيد باذن امام است . چون معلوم شد ايشان را كه صادق عليه السّلام ويرا منع مىكند از خروج ، از وى بگرديدند .
زيد گفت : رفضونى ، مرا ترك كردند و آن قوم كه با زيد بماندند آن قوم را رافضه لقب نهادند . پس درست شد كه اصل دو بيش نيست و باقى فرق فروع اين دو اصلند . »
تعليقهء 12 كتابخانههاى شيعه
اينكه مصنّف ( ره ) در ( ص 18 ؛ س 13 ) گفته : « به حمد اللّه تعالى كتب شيعهء اصوليّه ظاهر و باهر است ، و بيرون آنكه در سراهاى ايشان باشد نسختهاى بسيار در كتبخانههاى بلاد اسلام نهاده است ، برى در كتب خانهء صاحبى ، و باصفهان در كتب خانهء بزرگ ، و بساوه در كتب خانهء بو طاهر خاتونى » .
و نظير بيانات مصنّف ( ره ) است آنچه معاصر او گفته و آن اينكه :
سيد مرتضى رازى ( ره ) در تبصرة العوام ، در باب بيستم ( ص 196 چاپ استاد فقيد عبّاس اقبال آشتيانى ) گفته :
« و در زمان مأمون چون امام را شهيد كرد فقهاى خراسان عوام را دستورى دادند بر كشتن اهل البيت و شيعيان ايشان ، و هم منادى كردند كه اگر با كسى فقه شيعه يا عمل السّنه كه دعوات اهل البيت است بيابند وى را بكشند و يأبى اللّه الّا أن يتمّ نوره و لو كره الكافرون . و مع هذا هيچ دار الكتب نيابى كه كتب نواصب در آنجا باشد الّا كه كتب اماميّه در آنجا نهاده بود ، و هيچ شهرى از ديار اسلام نيابى كه در آنجا كتب شيعه نبود » .
و مراد از كتب خانهء صاحبى كتابخانهء صاحب بن عبّاد وزير معروف ديالمه است .