« در اصل فرق اسلام و مقالات ايشان
پيغمبر عليه السّلام گفته است كه : يهود پس از موسى بهفتاد و يك فرقت شدند و امّت من بهفتاد و سه فرقت شوند جمله هالك باشند الّا يك فرقت كه نجات يابند .
بدان كه هر فرقتى از اين فرق گويند كه : ناجى مائيم و ديگران همه كافر و گمراهند و هميشه در دوزخ باشند . امّا اجماع امّت است كه اين جمله فرق چون بشهادتين و صانع و انبيا و اصول شرع اقرار كردند خون و مال و زن و فرزند ايشان در حصن آمد ، و چون يكى از ايشان بميرد غسل و نماز بر وى و كفن و دفنش واجب بود ، و در گورستان مسلمانان دفن كنند و اگرچه يكديگر را كافر و گمراه خوانند ، و از يكديگر ميراث گيرند ، و اگر كسى بخلاف اين گويد از تعصّب و بىديانتى باشد و اصل آنست كه گفتيم اوّل .
بدانكه اصل اين هفتاد و سه فرقت دو است و هر يك را دو نام است يكى محمود و ديگر مذموم ، امّا اصل اوّل قومى كه ايشان خود را اهل سنّت و جماعت خوانند اين نام محمود است و خصم ايشان را نواصب خوانند و اين نام مذموم است . اصل دوم قومى كه ايشان خود را شيعه و اهل ايمان خوانند و خصم ايشان را روافض خوانند و اين اسم نزد خصم اسم ذمّ است ، پس ايشان كه گويند : امام بعد از رسول ابو بكر بود خود را اهل سنّت و جماعت خوانند ، و اين قوم كه گويند : امام بعد از نبى على بود خود را اهل ايمان و شيعه خوانند ، و هر قوم تفسير لقب كه ايشان را بدان خوانند طلب كنند اوّل نواصب گويند كه : اگر از نصب آن مىخواهيد كه امام را نصب كرديم اين لقب نزد ما مذموم نيست بلكه محمود است ، و اگر آن مىخواهيد كه ما نصب عداوت خاندان رسول كرديم ؛ اين باطل است كه ما نصب عداوت خاندان نكرديم .
( تا آنكه بعد از رد و قبول بسيارى گفته ص 32 )
امّا شيعه از خصم پرسند كه برافضيى و رفض چه ميخواهى ؟ - لازم بود كه گويد : رفض در لغت انداختن و ترك بود و در عرف اصطلاح رفت كه رافضى آن كس