تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
بوده‌اند ، فقط اين سخن را گفته‌اند كه على نظر بسابقه‌اش و قرابتش و داماد پيغمبر بودنش و نظر بتحمّل مشقّتهايش در جهاد با كفّار و دشمنان دين ، و نظر باحاطهء علمش بكتاب خدا و سنّت پيغمبر او از ابوبكر و عمر بهتر و برتر است پس در واقع اظهار اين عقيده نزد شما از نكاح مادران و خواهران و دختران و زنا و لواط و شرب خمر و ربا خوردن بزرگتر و بالاتر است بطورى كه اين اعتقاد بعقيدهء شما در حكم شرك بخداست كه هر كه به آن قائل شود بايد كشته شود چنان كه مرتدّ از اسلام كشته مىشود ، و همچنين كشندهء مؤمنى بىمجوّز قتل وى . و از پيغمبر خاتم ( ص ) مأثور است كه : حلال نيست خون مرد مسلمان مگر در يكى از سه مورد : يكى مرتدّ از اسلام ، دوم - قاتل مؤمن بىگناه ، سوم - مردى كه زناى محصنه كند ، پس شما با آن روايت كه نقل كرده‌ايد دربارهء قتل رافضيان كه شيعيان ميباشند اثبات وجوب قتل را براى غير آن سه نفر نيز نموده‌ايد و خود را داناتر از پيغمبر ( ص ) معرّفى كرده‌ايد ، خداى تعالى اين صفت را كه براى خود پسنديده‌ايد و اختيار كرده‌ايد از شما نگيراد » . پس با اين بيان روشن شد كه عبارت منسوب به پيغمبر اكرم ( ص ) نظر بمنافاتش با مسلّمات ثابت در دين اسلام موضوع و ساخته و بىاساس است و نيازى نيست به آنچه قاضى نور اللّه ( ره ) در صوارم مهرقه ( ص 18 نسخهء مطبوعه بتحقيق ما ) گفته : « لو صحّ الحديث كان المراد بالرّفضة المذكورة فيه الغلاة من الشّيعة و جعله شاملا للشّيعة الاماميّة تعنّت من مخالفيهم » . يعنى : اگر صحّت حديث مذكور مسلّم شود مراد از رافضيان در آن همانا غاليان از شيعه خواهند بود كه خود امير المؤمنين در حقّ ايشان فرموده « هلك فيّ محبّ غال » امّا شامل بودن آن شيعيان امامى مذهب را مكابره و لجاجت از طرف مخالفان ايشان است و بر پايهء عدل و انصاف استوار نيست . سيد مرتضى رازى ( ره ) در تبصرة العوام گفته ( ص 28 چاپ استاد فقيد عبّاس اقبال آشتيانى ) :