تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
خداوند دارد و شايسته نميدانم كه كافران را بر كتاب خداى مسلّط نمايم . خلاصهء سخن اينكه مازنى به حضرت واثق شتافت و از اعراب شعر مورد سؤال شد تعيين نصب كرد كسى با وى مناقشه كرد مازنى گفت : اين عبارت بمنزلهء آنست كه بگوئى : ضربك زيدا ظلم ؛ و ظفر براى مازنى اتّفاق افتاد ، واثق امر كرد تا هزار دينار زر سرخ بوى دادند . و درين واقعه كرامتى ظاهره براى قرآن است و بتأمّل در آن معلوم مىشود كه در ازمنهء سابقه تا چه پايه رغبت در علم و ادب داشتند كه به جهت تحصيل اعراب يك لفظ چه اندازه رنج و تعب مىكشيدند و قيمت يك كلمه هزار دينار زر عيار بود ولى در اين زمان چنانست كه هزار مسألهء معضله از علوم متفرّقه را بيك دينار نميخرند و اللّه المستعان .
لي أهل عصر كأنّ اللّه صوّرهم * من طينة الجهل فيها ماء انكار فالمستجير بهم اذحلّ حادثة * كالمستجير من الرّمضاء بالنّار « 1 »
( تا آخر كلام او ) » . چون سخن باينجا رسيد مناسب آنست كه قسمتى از قصيدهء طنّانهء بسيار معروف و مشهور قاضى ابو الحسن عليّ بن عبد العزيز جرجانى را كه مشتمل است بر تحريض و ترغيب حفظ حريم علم از لوث آلودگيها و ناشايستها - وفّق اللّه جميع المنخرطين في سلك أهل العلم للعمل به بحقّ نبيّه و عترته - در اينجا درج كنيم و هي « 2 » :
هامش
( 1 ) - اين دو بيت از جملهء قطعه‌ايست كه قائل كلام حاجى ميرزا ابو الفضل ( ره ) در مذمت اهل عصر خود سروده ، و مشتمل بر هشت بيت است رجوع شود بص 169 ديوان او . ( 2 ) - اين قصيده را اكثر بزرگان در حفظ داشته‌اند و نظر بعلو لفظ و معنى و سمو مضمون و محتوى و فصاحت بسيار و بلاغت سرشار كه دارد علاوه بر نقل آن در كتب خود ؛ مبالغه و اطراء در وصف آن نموده و چنان كه شايد و بايد حق آن را ادا كرده‌اند از اين دسته است سبكى در طبقات الشافعيه در ترجمهء ناظم آن ، و برخى ديگر بعظمت و نفاست قصيده بذكر يك بيت از آن اشاره كرده و گفته‌اند كه : آن از مشهورات است و از اين دسته است ابن خلكان در ترجمهء ناظم آن در وفيات الاعيان ، خلاصه آنكه در بسيارى از كتب ادب و ترجمه و اخلاق و حديث و تفسير بنقل ابياتى از آن بحسب مقتضاى مقام اكتفا شده و در بعضى از آنها نيز تصريح بعظمت قصيده شده -