با كمال تحسين از مضمون قطعهء سه بيتى سابق الذكر بيت سوم را غلط مىدانست و حكم بغلط بودن آن مىكرد .
در هر صورت حاجى ميرزا ابو الفضل - قدّس اللّه تربته - كلامى در شفاء الصّدور خود دارد كه مضمون اين بيت را روشن مىكند و آن اينست :
عالم مزبور در شفاء الصّدور في شرح زيارة العاشور در شرح اين فقره از زيارت شريفه « يا أبا عبد اللّه لقد عظم مصابي بك » گفته ( ص 179 - 180 ) :
« در لفظ مصاب دو احتمال جايز است يكى اينكه اسم مفعول باشد و صلهء او كه لفظ « به » است حذف شده باشد به اين معنى كه حرف جرّ را اسقاط كردند و نسبت عامل را بضمير مجرور دادند و اين نوع از تعبير را علماى بيان « حذف و ايصال » مىنامند مثل لفظ مشكوك و مولود كه بمعنى مشكوك فيه و مولود فيه است ( تا آنكه گفته ) :
بالجمله احتمال ديگر آنست كه مصاب مصدر ميمى از اصابه باشد چه قياس عربيّت اينست كه از افعال مزيد مطلقا مصدر ميمى و اسم مكان و اسم زمان بصيغهء اسم مفعول باشد و اين هيئت در اين باب مشترك براى چهار معنى است ( تا آنكه گفته ) :
بالجمله لفظ مصاب بالخصوص در كلام فصحا بمعنى اصابه وارد است چنانچه در اين بيت :
أظليم انّ مصابكم رجلا * أهدى السّلام تحيّة ظلم
بنصب « رجل » آمده .
گويند : مغنيّهاى در مجلس واثق باللّه خليفهء عبّاسى به اين بيت تغنّى كرد و بنصب خواند ادباى محضر اختلاف در رفع و نصب كردند و جاريه اصرار داشت كه از ابو عثمان مازنى ( ره ) بنصب شنيده است واثق فرمان داد تا وى را از بصره بسامرّه بياورند و از غرايب اتّفاقات اين بود كه در همان ايّام يك تن از اهل ذمّه بجانب وى آمده بود و استدعاى تدريس « كتاب سيبويه » كرده بود و مازنى امتناع فرموده با اينكه صد اشرفى زر سرخ تقديم داشته بود مبرّد با وى گفت : با كمال حاجت و نهايت فاقت چرا قبول نكردى ؟ - وى در جواب گفت : اين كتاب سيصد و چند آيه از كتاب