و فاخرترين لباسها را در بر كنند ، و آن روز را عيدى بگيرند كه در آن عيد خوراكهاى رنگارنگ بپزند ، و فرح و سرور اظهار كنند ، و جشن و شادى داشته باشند ، و مراد ناصبيان از اين كارها همانا آن بوده است كه با رافضيان عناد ورزند و برغم انف ايشان بر عكس اعمال ايشان كار كنند .
سيد بزرگوار سيد محسن عاملى ( ره ) در اعيان الشيعة در ترجمهء معز الدولة بعد از نقل عبارتى از ابن الاثير گفته ( جزء 7 و جلد 8 ، ص 444 ) :
« و قوله : و أن يخرج النّساء منشّرات الشّعور مسوّدات الوجوه ( الى آخره ) » .
مبالغ فيه فابر از النّساء شعورها أمام الأجانب محرّم بضرورة الدّين فكيف يقدم عليه معزّ الدّولة ؟ ! و هو انّما يفعل ذلك تديّنا و كيف يمكّنه أهل الدّين منه ؟ ! » .
خلاصهء ترجمه آنكه : اين گفتار مبالغه آميز است زيرا آشكار كردن زنان مويهاى خود را به بيگانگان بضرورت دين حرام است ، پس نه معزّ الدّوله كه قصدش خدمت بدين بوده است اين حكم را مىكند ، و نه مسلمانان از او تمكين ميكنند وزير بار چنين حكم ميروند .
و در تاريخ صابى كه در ذيل تاريخ الوزراء او چاپ شده است ضمن وقايع سال 393 گفته : « منع عميد الجيوش أهل الكرخ و باب الطّاق في عاشوراء من النّوح في المشاهد و تعليق المسوح في الأسواق فامتنعوا » .
حاج ميرزا ابو الفضل تهرانى ( ره ) در شفاء الصدور گفته ( ص 324 ) :
« و تعطيل اسواق و ترك تكسّب كه متعارف است از باب عمل بحديث أمالى است و أوّل كسى كه موفّق باجراى اين خبر و اقامهء اين سنّت شد معزّ الدولة أحمد بن بويه بود كه در سنهء سيصد و پنجاه و دوى هجرى اين رسم را گذاشت چنانچه در شرح شافيهء أبو فراس از تاريخ ذهبى نقل مىكند « 1 » :
« و في سنة 352 في يوم عاشوراء ألزم معزّ الدولة أهل بغداد بالمأتم و النّوح على الحسين بن عليّ عليهما السّلام ، و أمر بأن تغلق الأسواق و أن تعلّق عليها المسوح
هامش
( 1 ) - عبارت بعينها در شرح شافيه ( ص 221 چاپ ايران بسال 1296 ه ق ) مذكور است .