تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
تفصيل قضاياى مهمّ تاريخى زمان زمامدارى اين افراد و ساير افراد اين خاندان را از تواريخ بدست آورند و از جملهء موارد بسيار دسترس تواريخ استاد فقيد عبّاس اقبال است مخصوصا « تاريخ عمومى و ايران » او كه مراجعه به آن در اين باب كافى است . امّا آنچه ذكر آن در اينجا لازم به نظر ميرسد آنست كه بقضيّه‌اى از قضاياى تاريخى يكى از سلاطين اين خاندان اشاره كنيم تا هم سند ناطق تشيّع اين خاندان باشد و هم نمونه‌اى براى ساير كارهاى آنان در خدمت بمذهب اثنا عشرى بشمار رود قاضى شوشترى ( ره ) در مجالس المؤمنين در مجلس نهم در جند هفتم كه در ترجمهء خاندان آل بويه - رحمة اللّه عليهم - است گفته ( ج 2 ؛ ص 326 ) : « احمد الملقّب بمعزّ الدّوله بن بويه - در زمان برادر تسخير كرمان و خوزستان كرده ببغداد رفت و امير الامرائى يافته پادشاه نشان گرديد مكتفى عبّاسى را از خلافت خلع و عزل كرده مطيع را بجاى او نشاند ، و چون در مسند اقتدار متمكّن شد اظهار عقيدهء آباء و اجداد خود نموده در مقام ترويج مذهب حقّ ائمّهء اثنا عشر - عليهم السّلام - در آمده امر فرمود تا بر درهاى مساجد دار السّلام بغداد و ساير عمارات آنجا نوشتند : « لعن اللّه معاوية بن أبي سفيان ، و لعن اللّه من غصب فدكا ، و لعن اللّه من منع أن يدفن الحسن عند قبر جدّه ، و من نفى أباذرّ الغفاريّ ، و من أخرج العبّاس عن الشّورى » و چون خليفه مطيع امر معزّ الدّوله بود و مع هذا مخمّر ضمير او نيز همين عقيده بود چنان كه سابقا گذشت نتوانست منع اين صورت نمايد و شورشى عظيم در ميان سنّيان بغداد پيدا شد و چون شب شد بعضى از آن كلمات را كه بر ديوارها نوشته و كنده بودند حكّ كردند ، معزّ الدّوله فرمود كه باز نقش كردند و اين فتنه به جائى رسيد كه معزّ الدّوله بر قتل اهل دار السّلام بغداد عازم گرديد تا وزير محمّد بن مهلّبى از خدمت او التماس نمود كه در لعن جز معاويه كسى را نام نبرند و بجاى آن كلمات اين چند كلمه را نوشتند : لعن اللّه الظالمين لآل محمّد رسول اللّه ( ص ) ؛ و بصوا بديد وزير آن غوغا تسكين يافت ، معزّ الدّوله بيست و يك سال