اقتدار او ظاهر است . و مراد ايشان قلعهء سربند امير و بركهء قلعهء اصطخر است كه هر دو از بدايع عالمند » .
مستوفى در تاريخ گزيده گفته ( ص 415 چاپ تهران بتصحيح دكتر نوائى ) :
« از آثار عضدى سدّ امير است بفارس كه بر رود كر ساخته و كربال از آن آب مىخورد و مثل آن عمارت در جهان نيست ، و مشاهد أمير المؤمنين مرتضى على ، و حسين بن على عليهما السّلام ، و دار الشّفاء بغداد ، و باروى مدينهء رسول ( ص ) ، و شهرى در قبلى شيراز كه سوق الامير خواندند و اكنون مزرعهايست ، و سرايى در بغداد كه بسراى سلطان منسوب بود و پيش از آن كس به از آن سراى نساخت ، و بر دار الشّفاء بغداد چندان وقف كرد كه صد هزار دينار عامل حاصل داشت » .
استاد اقبال ( ره ) در تاريخ عمومى در آخر ترجمهء عضد الدوله گفته ( ص 167 ) :
« عضد الدّوله اگر چه آن حسن سيرت و صفاى اخلاق پدر و اعمام خود را نداشته ليكن بعلّت فتوحاتى كه كرده ، و بذل و بخشش او وصلاتى كه بشعرا مىداده و احترامى كه بأهل فضل نموده و ابنيهاى كه ساخته مشهورترين فرد خاندان بويهى شده است .
خليفه او را بلقب ملك كه آن را به فارسى در آن ايّام شهنشاه مىگفتند ملقّب ساخته و چند تن از گويندگان بزرگ تازى زبان از جمله أبو الطيّب أحمد بن حسين متنبّى او را بقصايدى غرّا ستوده ، و دانشمندانى جليل مثل ابو على فارسى از مشاهير علماى نحو ، و عبد الرّحمن صوفى رازى از بزرگان علماى هيئت ، و علىّ بن عبّاس مجوسى از اجلّهء اطبّا از محترمين دستگاه او بودهاند و عضد الدّوله بشاگردى خود نسبت بايشان افتخار مىورزيده .
عضد الدّوله در عراق و فارس بناهاى زياد از خود بيادگار گذاشته بود از جمله بسيارى از عمارات بغداد را كه خراب شده بوده تعمير كرده و بر مشاهد شهداى كربلا و قبر امير المؤمنين على گنبد و بارگاه ساخته ، و در بغداد و شيراز بانشاء بيمارستان عضدى و بناى آب انبارها پرداخته ، و سدّ معروف بند امير را بر رود كر براى مشروب ساختن جلگهء كربال در زير اصطخر فارس به پا داشته است » .
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 595
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٥٩٥