تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
كه حق تعالى همّت با هر يك از ايشان اضافت كرد جز كه از قراين ادلّه خالى نكرد آن را عقلى و قرآنى ، اگر چه مورد هر دو يكى است كه از قرائن همّت يوسف را حمل كنند على أحسن الوجه ، و همّت او را على وجه غير حسن كما يليق بهما و حكى اللّه عنهما ، اوّل آنست كه گوئيم : همّ و همّت در كلام عرب بر معانى مختلف آمد ، منها ، از آن جمله عزم بر كارى كردن كقوله تعالى : «
إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ
» و كما قال الشّاعر ( تا آخر گفتار او ) » . 5 - اينكه گفته : « و داود با زن اوريا همچنان كرد » . سيد مرتضى رازى ( ره ) در تبصرة العوام در باب هيجدهم ( ص 153 ) گفته : « و در حقّ داود گويند كه زن اوريا بن حيّان را برهنه ديد كه غسل مىكند ، داود برو عاشق شد و اين اوريا از اصحاب داود بود ، داود از عشق آن زن بىقرار شد حيلتى انديشيد و اوريا را بغزا فرستاد و فرمود تا كه در پيش تابوت ايستد و در شرع ايشان چنان بود كه هر كرا در پيش تابوت داشتندى بهزيمت نتوانستى رفت يا ظفر يافتى يا كشته شدى و نشايستى كه باز گردد ، چون داود بفرمود كه وى را در پيش دارند اوريا كشته شد و داود زن اوريا بزن كرد . گويند : خداى تعالى دو ملك بفرستاد تا او را بدان گناه تنبيه كردند ، داود برخاست و بگورستان رفت و آواز برداشت و گفت : يا اوريا ، هفت اوريا جواب دادند ، گفتند : كدام اوريا را مىخواهى ؟ گفت : اوريا بن حيّان ، گفت : چه كار دارى ؟ داود گفت : مرا حلال كن گفت : از چه ؟ داود گفت : من زن ترا بديدم و عاشق شدم و چون ترا بغزا فرستادم فرمودم كه ترا در پيش تابوت دارند ، چون تو كشته شدى زنت را بزنى كردم . اوريا هيچ نگفت . بعد از آنكه داود آواز مىداد اوريا جواب نداد ، داود بعد از آن مىگريست تا آنكه خداى توبهء او قبول كرد . اين قصّه در تفسير
« هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ »
ياد كنند . بنگر دليرى اين قوم و قلّت ديانتشان تا كجاست كه گويند نبيّ مرسل و خليفهء خداى - چنان كه گفت :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
، بزنى عاشق شد و
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 36 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث