تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
قصد خون يكى كرد از امّتان خويش تا او را بكشتند و او زنش را بزنى كرد . اگر اين معنى بر شيوخ ايشان كه بزرق و سالوس ايشان را « اوليا » مىخوانند اطلاق كنى و گويى : شيخ ابو اسحاق يا ابو على سيرجانى يا ابو سعيد ابو الخير اين معنى بكرد و زن يكى از مريدان خويش يا مسلمانى بدين طريق به خانه برد گويند كافر است و خونش مباح ، كه در حقّ اوليا اين اعتقاد دارد ، و چون ايشان در حقّ انبيا و رسل مىگويند اعتقاد اهل سنّت و جماعت است و ردّ آن رفض بود » . ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود ( ج 9 ص 358 - 359 چاپ اسلاميّه ) گفته :
« وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ .
بدانكه آنچه قصّاص جهّال آورده‌اند از وجهى ( كذا ) و اخبارى در تفسير اين آيه از آنچه لايق نباشد باتباع و خدم انبيا عليهم السّلام فضلا عنهم ، كه عقل و شرع مانع است از جواز آن بر ايشان ، ما روا نداريم بر ايشان ، چه بعضى قبيح است و بعضى منفّر ، كتاب خود را از آن صيانت كرديم كه بس شنيع و ظاهر الفساد است امّا آنچه از آن مجوّز است آنست كه در اخبار آمد كه اوريا بن حيّان زنى را مىخواست و او بسى بجمال بود و داود نود و نه زن داشت و در شرع او روا بودى ، داود نيز خطبه كرد و او را بخواست ، اهل و خويشان و اولياء آن زن رغبت به داود كردند براى حرمت و مكان او از نبوّت ، و اين در شرع و عقل روا باشد و منعى نيست ازو ، و اگر اين معنى بر خفيه و پوشيدگى رفته باشد نيز منعى نبود ، از وجوهى كه گفتند اين قريب‌تر است ، و توبه و استغفار او از اين بود ، و سخت‌تر حال او آنست كه گويند : ترك مندوب بود و پيغمبران ترك مندوب بسيار كنند ، و حديث عشق داود زن اوريا را و اوريا را فرستادن و در پيش تابوت داشتن و قصد آنكه تا او را بكشند تا او زن او را با زنى كند اين هم قبيح است و هم منفّر ، و لايق حال انبيا نباشد . و حارث أعور روايت كرد از حضرت امير المؤمنين على صلوات اللّه و سلامه عليه كه فرمود : هيچ مردى را پيش من نيارند كه او بر داود حوالهء زن اوريا كند و الّا او را دو حدّ زنم ، حدّى براى نبوّت و حدّى براى اسلام . امّا تفسير آيهء قوله
هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ
حق تعالى گفت : يا محمّد به تو آمد ؟ يعنى