تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
« اگر گويند : چه وجه است در كشتن موسى قبطى را ؟ گوئيم : وجه آنست كه موسى عليه السّلام قصد كشتن او نكرد انّما قصد او دفع بود ، و هر تعدّى كه در ميانه رود در وقت مدافعه بر ظالم باشد ، چون مرد كشته شد موسى ( ع ) بترسيد و پشيمان شد و گفت : هذا من عمل الشّيطان يعنى كشتن اين قبطي بىقصد و بىاختيار من از عمل شيطان بود ، يعنى با غراء و اغواء او بود ، و گفتند : هذا من عمل الشّيطان يعنى مقتول قبطى عمل شيطان بود يعنى عمل او عمل شيطان بود . ( طالب تفسير تمام آيه به تفسير مذكور رجوع نمايد ) . 4 - اينكه گفته : « و يوسف صدّيق همّت بزناى نسوان كرد » . سيّد مرتضى رازى ( ره ) در تبصرة العوام در باب هيجدهم ( ص 152 ) گفته : « و از قتادة بن دعامة السّدوسي - و او از معتزله بود - روايت كنند كه چون زليخا قصد يوسف كرد و در خانه بر او ببست و يوسف عزم فجور كرد و در آن رغبت نمود ناگاه يعقوب را ديد انگشت بدندان گرفته ، گفت : يوسف ترا از انبيا مىشمارند و قصد فجور و عمل سفها مىكنى . . ! و از سفيان بن عيينه روايت كنند كه او گفت : يوسف قصد زنا و فجور كرد و از زليخا بدان موضع بنشست كه مردان با زنان نشينند در حال آنكه حقنهء زنان كنند ، و بروايتى ديگر در ميان قدمهاى آن زن چنان بنشست كه مرد نشيند در حال مجامعت ، با حلال خويش و اين حكايت جمله در تفسيرها ياد كرده‌اند و اين قوانين از تأويلات آيات قرآن استنباط كنند و بر انبيا و رسل بندند و گويند : مذهب اهل سنّت است و جماعت ، و هر كه خلاف اين گويد او را رافضى و مبتدع خوانند » . ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود ( ج 6 ص 364 - 365 ) در تفسير آيهء
« وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها »
گفته : « آنگه خداى تعالى حكايت كرد فعل ايشان را كه زليخا بيوسف همّت كرد و يوسف نيز همّت كرد بزليخا . امّا اصحاب حديث و حشويان گفتند : شيطان بيامد و يك دست بر پهلوى اين نهاد و يك دست بر پهلوى آن و ايشان را جمع كرد در يك خانه ، و چون ايشان با يكديگر حاضر آمدند زليخا چندانى