تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
او را بازستاند و او را انواع بيمارى دهد نامنفّر اين همه روا داريم ، امّا نه بدعاى ابليس و اسعاف و تسليط او بر آن ( تا آخر بيانات او ) » . علامهء مجلسى ( ره ) در حياة القلوب ( ج 1 فصل پانزدهم ) كه در بيان قصص حضرت ايّوب است بعد از نقل اخبار بسيار گفته : « و امّا آنچه در اين روايات وارد شده است كه كرم در بدن ممتحن آن حضرت بهم رسيد و تعفّنى در آن حادث شد كه موجب نفرت مردم گرديد اكثر متكلّمين شيعه انكار كرده‌اند اين را بنابر اصلى كه ايشان ثابت كرده‌اند كه مىبايد پيغمبران خالى باشند از چيزى كه موجب نفرت خلق باشد زيرا كه منافى غرض بعثت ايشان است ، پس ممكن است كه اين احاديث موافق روايات و اقوال عامّه بر وجه تقيّه وارد شده باشد . ( تا آنكه گفته ) امّا بعضى از روايات موافق قول ايشان ( يعنى متكلّمين ) نيز وارد شده است ، چنان كه ابن بابويه ( ره ) بسند معتبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه ايّوب ( ع ) هفت سال مبتلا گرديد بىگناهى كه از او صادر شده باشد زيرا كه پيغمبران معصوم و مطهّرند و گناه نمىكنند و ميل بباطل نمىنمايند و مرتكب گناه صغيره و كبيره نمىشوند و فرمود كه ايّوب به آن بلاهاى عظيم كه مبتلا گرديده بود بوى بد بهم نرسانيد و قباحتى در صورتش بهم نرسيد و چرك و خون از او بيرون نيامد و چنان نشد كه كسى كه او را ببيند از او نفرت نمايد ، يا كسى كه او را مشاهده نمايد از او وحشت كند ، و كرم در بدنش نيفتاد ، و چنين مىكند خدا هر كه را مبتلا گرداند از پيغمبران و دوستان كه گراميند نزد او ، و مردم كه از او اجتناب ميكردند از پريشانى و بىچيزى او بود ، و از آنكه در نظر ايشان بىقدر شده بود بسبب آنكه جاهل بودند به آن قدر و منزلتى كه او را نزد حق تعالى هست ، و گمان ميكردند كه امتداد بليّهء او از بىقدرى اوست نزد خدا ( تا آخر حديث ) » . و در مجلد 5 بحار در باب قصص ايّوب ( ع ) بعد از نقل اصل حديث گذشته از خصال صدوق گفته ( ص 204 چاپ امين الضّرب ) : « بيان : هذا الخبر أوفق باصول متكلّمي الاماميّة من كونهم عليهم السّلام منزّهين عمّا يوجب تنفّر الطّباع