تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
اقامت كرد . مؤلّف گويد كه : حضرت امير المؤمنين صلوات اللّه عليه در اخبار غيبيّهء خود اشاره بدولت ديالمه فرموده در آنجا كه فرموده : و يخرج من ديلمان بنوا الصّيّاد ( الى ان قال ) ثمّ يستقوى امرهم حتّى يملكوا الزّوراء و يخلعوا الخلفاء قال قائل : يا امير المومنين فكم مدّتهم ؟ فقال : مائة او يزيد قليلا . و بالجمله از غرائبى كه اتّفاق افتاد براى عماد الدّوله آن بود كه چون در شيراز اقامت نمود جنود و لشكرش جمع شدند و مطالبهء وظيفه و مواجب نمودند عماد الدّوله را چيزى در دست نبود كه بايشان دهد و نزديك شد كه دولتش مضمحلّ و زايل شود و پيوسته در غم بود تا آنكه روزى در مجلس انس خود بر قفا خوابيده بود و فكر و تدبير براى رعيّت مىكرد كه مارى را ديد كه از موضعى از سقف اطاق بيرون شد و بموضع ديگر رفت عماد الدّوله خوف از سقوط مار كرد فرمان داد كه نردبان نهند و سقف را بشكافند و آن مار را بيرون آورند چون سقف را شكافتند و در تفحّص مار بر آمدند ديدند بالاى سقف سقف ديگرى است و در ما بين آن صندوقهاى مال است مالها را آوردند يافتند كه پانصد هزار دينار مىباشد عماد الدّوله آن مالها را بر رعيّت خود قسمت كرد پس عماد الدّوله خيّاطى را طلبيد كه براى او خيّاطى كند گفتند در اين شهر خيّاطى است كه در سابق خيّاط مخصوص والى بلد شيراز بوده ، چون آن خيّاط را آوردند آن مرد كر بود و در نزد او مالى از صاحب بلد بوديعه بود چون خيّاط حاضر شد گمان كرد كه در باب او سعايت كرده‌اند و عماد الدّوله به جهت آن مالهائيكه نزد اوست او را طلبيده همين كه عماد الدّوله با او مخاطبه كرد او قسم خورد كه بيشتر از دوازده صندوق مال نزد من نيست و نمىدانم در بين آنها چيست ؟ عماد الدّوله تعجّب كرد امر فرمود آن صندوقها را حاضر نمودند چون قفل از آنها برداشتند مالهاى بسيار و رختهاى قيمتى در آن بود و هم از كثرت حظّ و اقبال عماد الدّوله نقل شده كه روزى سوار بود بر اسب كه ناگاه پاهاى اسب او در زمين فرو رفت آن موضع را شكافتند گنج عظيمى يافتند و بعد از اين لطائف غيبى خزائن و دفائن يعقوب
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 590 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث