محدث قمى ( ره ) در تتمة المنتهى گفته ( ص 314 - 316 ) « ذكر سلطنت و دولت ديالمه
بدانكه اصحاب تاريخ گفتهاند : كه بويه مردى فقير بود از اهل ديلم و كنيت او ابو شجاع بن فنّا خسرو بن تمّام بوده و صيد ماهى مىكرد و منسوب بفرس بوده و مىگفته كه من از اولاد بهرام گورم و او را پنج تن اولاد شد دو تن از آنها بمردند و سه پسر ديگرش بماند كه يكى ابو الحسن علىّ بن بويه عماد الدّوله بوده ، كه از همه بزرگتر بوده و ديگر ركن الدّوله ابو على الحسن ، و سيم معزّ الدّوله ابو الحسين احمد بود ، و عماد الدّوله سبب ، سعادت و سلطنت ايشان شد تا آنكه مالك عراقين و اهواز و فارس گشتند و مدبّر امور رعيّت شدند و آل بويه كه سلطنت كردند پانزده تن بودند و مدّت دولتشان صد و بيست و شش سال طول كشيده و بدء ظهور ايشان در سنهء 322 آخر سلطنت قاهر باللّه بوده و سببش آن شد كه عماد الدّوله بجانب مرداويج رفت مرداويج « 1 » امارت كرخ را به او واگذاشت عماد الدّوله خوش سلوكى كرد با رعيّت ؛ و قلاع بسيارى فتح كرد و ذخيرههاى بسيار جمع نمود و دل رعيّت را بسوى خود مائل كرد تا آنكه اسم او بلند شد و مردم بجانبش ميل نمودند و در ديدههاى مردم با عظمت نمود چه او را نهصد سوار كارى بوده كه با ده هزار سوار مقابلى مىكردند پس برادرش ركن الدّوله را بجانب كازرون فرستاد ركن الدّوله كازرون را بگرفت پس از آن شيراز را در تحت تصرّف درآورد و نامش بلند شد و از قضاى اتّفاق آنكه در آن اوقات مرداويج بر دست غلامان خود كشته شد بيشتر لشكرش بجانب عماد الدّوله شدند عماد الدّوله قوّت گرفت و در روز شنبه يازدهم جمادى الأولى سنهء 334 بر بغداد مستولى شد و دار الخلافه را نهب كرد و از براى خليفهء عبّاسى بجز اسمى از خلافت نبود نه امرى داشت نه نهيى پس بصره و موصل و تمام بلاد را تسخير كرد و برادرش معزّ الدّوله را در بغداد گذاشت و ركن الدّوله را در اصفهان ، و خودش در شيراز
هامش
( 1 ) - مرداويج عموى قابوس بن وشمگير است كه در گيلان و طبرستان بعد از داعى و ساير سادات بامارت و سلطنت آنجا رسيد ( منه ره ) .