تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
عن أبي عبد اللّه جعفر بن محمّد الدّوريستيّ عن الشّريف الرّضيّ و سيأتي جمال - الدّين أبو نصر عليّ بن محمّد المتطّبب بقم المجاز من صاحب التّرجمة في المائة اللّاحقة » . امّا « اديب بو عبد اللّه افضل الدّين الحسن بن فادار القمّى » ؛ منتجب الدّين ( ره ) گفته : « الشّيخ الاديب أفضل الدّين الحسن بن فادار « 1 » القمّى امام اللّغة » و اندكى پيش در ترجمهء افضل الدّين ماهابادى بنقل كلامى از شيخ آقا بزرگ طهرانى ( ره ) در حقّ او پرداختيم .

تعليقهء 93 ( ص 214 ؛ س 1 ) سلاطين و جهانبانان

اينكه مصنّف ( ره ) گفته : « ركن الدّوله و فخر الدّوله و عضد الدّوله و بوييانند بأسرهم « 2 » » . نگارنده گويد : اين عبارت اشاره است بسلاطين آل بويه كه ايشان را ديالمه نيز گويند و تراجم و شروح احوال و قضاياى تاريخى و سوانح حياتيّه و مكارم و مآثر و مناقب و مفاخر ايشان در همهء تواريخ مهمّ اسلام اعمّ از عربى و فارسى مذكور و مسطور است از اين روى تعرّض بتراجم ايشان چندان فايده‌اى ندارد ليكن چون اين طايفهء جليله و سلسلهء نبيله خدمات شايانى بمذهب تشيّع نموده‌اند و غايت اهتمام در ترويج آن به كار برده‌اند از اين روى ببيانات بسيار مختصرى در اينجا دربارهء ايشان مىپردازيم و تفصيل را بكتب تواريخ محوّل مىداريم .
هامش
( 1 ) - فادار معرب پادار است كه در فارسى بمعنى استوار و پابرجا مىباشد و از اعلام اشخاص است كه در حدود قرن 5 و 6 تسميه به اين اسم متداول بوده است و رافعى در تدوين اشخاصى را به اين نام ياد كرده و تراجم ايشان را نقل نموده است پس اينكه در آثار شيخ آقا بزرگ ( ره ) ضبط اين كلمه به « وفادار » بافزودن واوى به اول آن به نظر ميرسد اشتباه است چنان كه در پيش نيز گفتيم . ( 2 ) - در اقرب الموارد گفته : « هذا الشئ لك بأسره أى بقدّه تعنى بجميعه كما يقال برمته » .