پس از ورود در بعض كتب و مؤلّفات مورد بحث و تحقيق شد و از مراجعه كنندگان بكتب كسانى كه صاحب نسبت و موطن اصلى او را مىشناختند طبرسى را به همان وجه صحيح كه وضع و وارد شده بود خواندند و تفسير كردند ، و كساني كه سابقهء اطّلاعى از آن نداشتند براى دريافتن اصل آن بفرهنگهاى امكنه و كتب لغت و مأخذهاى ديگر مراجعه كردند ليكن بسببى كه در مقدّمه گفته شد مطلوب خود را در مأخذهايى كه در دسترس بود نيافتند و ناگزير بحدس و فرض متوسّل شدند ، و يك عدّه ( طبرسى ) را محرّف ( طوسى ) يا ( طبرى ) دانستند ، و اختلاف در نسبت يكى دو تن از صاحبان اين نسبت از اينجا ناشى شده است . عدّهء ديگر باشتراك طبرسى با طبرستان در بيشتر حروف متوجّه شدند و آن را منسوب بطبرستان و مرادف لفظ طبرى تصوّر كردند ، و براى تطبيق آن با قواعد صرف و لغت در صدد معلوم ساختن ضبط صحيح طبرستان برآمدند ، و در مراجعه بمأخذهاى مختلف بضبط يا تصحيح ابن قتيبه در ادب الكاتب برخوردند و از تصحيح او كه خود محتاج بتصحيح بود حركات حروف « طبرسى » را معلوم داشتند كه بفتح طا و با و سكون راء است ، و براى تكميل صحّت و مطابقت آن با قياس سين را هم جزء كلمه گرفتند و طبرس را « چنان كه از كلام صاحب روضات كه در سابق نقل كرديم مستفاد مىشود » لغتى در طبرستان و بمعنى مازندران فرض كردند . بدين ترتيب نسبت به نسبت طبرسى دو عقيدهء مختلف كه تا مدّتها « و ظاهرا تا حدود 1135 هجرى » باقى و مورد بحث بود بوجود آمد . و در ضمن اين اختلاف طبرس و طبرسى بكلّى متروك و مهجور و بجاى آن تفرش و تفرشى معمول و مشهور گرديد ، و در نتيجه وجه صحيح طبرسى كه لغتى غريب مىنمود از اذهان دور شد و عدّهء مأنوسين بوجه ناصحيح روى بفزونى نهاد ، در همين احوال دورهء فترت بعد از صفويّه پيش آمد و نه تنها ايران بلكه جهان تشيّع دچار آشفتگي و پريشانى گرديد و سالها بازار علم و ادب بى - رونق و اساس درس و بحث در هم پيچيده ماند ، و حوادثى كه بگفتهء آذر مؤلّف آتشكده ادراك جزئيّات را از خاطرها برده بود اختلاف و نزاع در لفظ طبرسى را
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 577
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٥٧٧