توجّه و محلّ بحث و تحقيق گرديد .
نسبت طبرسى نيز ( كه مخصوص رجال شيعه و مورد اصلى آن كتب اماميّه است ) بسيار كم است و شمارهء بزرگانى كه تا قرن دوازدهم بدين نسبت معروف شدهاند از عدد انگشتان دست تجاوز نمىكند .
2 - در مطالعات تاريخى يكى از موارد اشكال نام و نسبتهاى نادر و كم استعمال است كه مطالعه كننده براى دريافتن حقيقت آنها بايد بهر مأخذ و مظنّه كه سراغ دارد مراجعه كند ، و اگر مطلوب خود را نيابد بحدس و تخمين متوسّل گردد ، و منشأ بعض اختلافها كه در نامهاى تاريخى ديده مىشود همين است .
3 - طبرستان را در سابق ( قطع نظر از اصل بسيار قديم آن ) به همين قسم كه امروز تلفّظ مىشود يعنى بفتح اوّل و دوم و سكون راء تلفّظ مىكردهاند ، ليكن ابن قتيبهء دينورى كه از بزرگان ائمّهء ادب بوده است در مورد اين كلمه باشتباه افتاده و در ادب الكاتب در باب ما يغيّر من أسماء البلاد چنين مىنويسد كه اين كلمه بمعنى گيرنده و ستانندهء تبر ( آخذة الفاس ) است ، اشاره باينكه ضبط صحيح آن بفتح اوّل و دوم و سكون سوم است ، ليكن عامّه آن را تغيير داده و حرف سوم را مفتوح يا مكسور كردهاند .
4 - بعضى از دانشمندان كه در نسبت طبرسى تحقيقي كردهاند در خصوص طبرستان و تلفّظ صحيح آن بادب الكاتب ابن قتيبة نظر داشتهاند ، و از جمله صاحب روضات است كه در ذيل ترجمهء صاحب احتجاج ميگويد ( ص 18 س 21 و 22 ) :
طبرستان چنان كه حازمي ضبط كرده و عامّه بر آن رفتهاند بفتح طا و با و را ليكن بنا بضبط ابن قتيبه ( كه آن را بمعني آخذة الفاس گرفته ) بفتح دو حرف اوّل و اسكان سين است .
پس از تمهيد اين مقدّمات گوئيم : طبرسى در ابتدا براى نسبت بطبرس معرّب تفرش وضع و استعمال شده ، و دليل اين امر ، تصريح مؤلّف تاريخ بيهق است كه اصل فضل بن حسن از طبرس ( منزلى ميان كاشان و اصفهان ) بوده است . اين نسبت
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 576
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٥٧٦