حمد كنند و كار او پسنديده دارند و اگر چه چنين نباشد ، و آنكه غاوى باشد يعنى خائب و نوميد از مال ، و درويش باشد مادام او را ملامت كننده باشند .
و مانند اين بيت در قول قطامى است كه مىگويد :
و النّاس من يلق خيرا قائلون له * ما يشتهي و لام المخطىء الهبل
در اين بيت ( مخطى ) بجاى ( غاوى ) است در بيت اوّل » .
2 - اينكه گفته : « نوح از براى پسر كافر از خداى تعالى طلب امان كرد »
سيّد مرتضى رازى ( ره ) در تبصرة العوام در باب هيجدهم كه در مقالات قومى است كه دعوى سنّت و جماعت ميكنند گفته ( ص 146 نسخهء مطبوعه بتصحيح استاد فقيد عبّاس اقبال آشتيانى ) :
« و گويند : نوح دعوى باطل كرد بر خداى تعالى و گواهى داد از براى كنعان كه او از اهل منست و خدا با نوح عتاب كرد و او را پند داد و حكم كرد بجهل نوح آنگه استغفار و توبه كرد خداى قبول كرد چنان كه نوح گفت : و إلا تغفر لي و ترحمني أكن من الخاسرين . و اين چنان بود كه خداى تعالى نوح را وعده داد كه قومش را هلاك كند و اهل نوح از ناجيان باشند چون نوح در كشتى نشست و اهل را در كشتى برد خداى را گفت كه : كنعان از اهل منست و ظنّ نوح آن بود كه جملهء اهل ناجى خواهند بود خداى گفت : او نه از أهل تست يعنى نه از آن اهل است كه ناجى خواهند بود بلكه او از هالكان است زيرا كه كنعان كافر بود » .
ابو الفتوح ( ره ) در تفسير اين آيه
« يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ
( آيهء 46 سورهء مباركهء هود ) » گفته ( ص 279 - 280 ج 6 چاپ اسلاميّه ) :
« اگر سؤال كنند و گويند : نه در اين آيه تكذيب نوح است كه نوح ( ع ) مىگويد : « انّ ابني من أهلي » خداى تعالى مىگويد :
« إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ »
دگر