صاحب احتجاج با كمال وضوح بيان كرديم كه طبرسى منسوب بكدام موضع است و وجه تسميهء آن چيست و با طبرى و طبرانى چه فرق دارد ، در اينجا نيز سخن صاحب رياض را نقل مىكنيم كه مىگويد : بدانكه طبرسى بفتح طا و با و سكون راء نسبت بطبرستان است ، و آن بلاد مازندران است و گاهى شامل گيلان هم مىشود زيرا گيلانىها مانند مازندرانيها طبر ( تبر ) با خود حمل مىكنند .
از مجموع آنچه نقل كرديم چنين مستفاد مىشود كه در نسبت طبرسى دو قول بوده است ، يكى اينكه منسوب بطبرستان بمعنى طبرستانى است ، ديگر آنكه معرّب تفرشى و منسوب به تفرش از توابع قم است . اين اختلاف گاهى در مطلق لفظ طبرسى و گاهى در طبرسى با قيد وصف بودن براى شخص معيّن پيش مىآمده و بدين جهت در بحث از حقيقت امر بايد نخست تلفّظ صحيح و مفهوم واقعى طبرسى را معلوم داريم و آنگاه به نسبت ابو على فضل بن حسن كه آيا تفرشى است يا طبرستانى بپردازيم .
* * * طبرسى بطور مطلق - پيش از بحث از لفظ و معنى اين كلمه بايد دانست كه در عربى در نسبت بمركّب مزجى قائدهء اصلى و كلّى اينست كه جزء دوم كلمه را حذف و ياء نسبت را به آخر جزء اوّل ملحق ميكنند و فى المثل در نسبت بسيبويه و بعلبكّ سيبى و بعلى ميگويند . محلق كردن ياء نسبت به تمام كلمه نيز ( مخصوصا در موردى كه سبب سنگينى لفظ نشود و بالأخصّ در مركّبات فارسى كه عرب بتركيب مزجى آنها توجّه ندارد ) جايز است ، چنان كه در نسبت به اردستان و خجستان ، اردستانى و خجستانى گويند ، در بعض مركّبات هم از دو جزء كلمه لفظى چهار حرفى بر وزن جعفر بنا ميكنند و آن را منسوب قرار ميدهند مانند حضرمي در نسبت بحضر موت ليكن اين گونه نسبت موقوف بر شنيدن از اهل زبان است و بر آن قياس نتوان كرد .
مطابق قاعدهاى كه ياد شد در نسبت بطبرستان سه وجه تصوّر ميرود : طبرى ، طبرستانى ، طبرسى بر وزن جعفرى . از اين سه وجه اهل زبان وجه اوّل را اختيار نموده و ائمّهء لغت و ادب نيز همان را ضبط كردهاند . از جمله ياقوت در معجم البلدان
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 570
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٥٧٠