514 س 11 و 12 و 13 و س 22 و 23 » به او و پسرش حسن بن فضل مؤلّف مكارم الأخلاق و احمد بن علىّ بن أبي طالب مؤلّف كتاب احتجاج اختصاص دارد .
طبرسى را همهء متاخّرين بفتح طا و با و سكون راء « بر وزن نترسى » تلفّظ و آن را بمعنى منسوب بطبرستان تصوّر مىكنند ، ليكن اين لفظ تا چندى پيش « و ظاهرا تا اوايل قرن دوازدهم » محلّ اختلاف و بحث بوده و همه كس آن را بوزنى كه گفته شد ادا نميكرده و معنى طبرستانى را از آن در نمىيافته است .
مير محمّد باقر خوانسارى مؤلّف روضات الجنّات در چند موضع از كتاب خود باختلاف علما در اين نسبت اشاره كرده و ملخّص و مفاد بعض اشارات او بقرار ذيل است :
1 - در ترجمهء ابو منصور أحمد بن أبى طالب معروف بشيخ طبرسى صاحب كتاب احتجاج ، پس از تصريح بطبرستانى بودن او عباراتى از صاحب رياض العلماء « ميرزا عبد اللّه افندى » نقل مىكند « ص 18 س 27 و 28 » كه مفادش اينست : استاد و شيخ من مجلسى - رحمه اللّه - طبرسى را معرّب تفرشى و منسوب بتفرش از توابع قم ميدانسته و در اين عصر هم عدّهاى به اين قول قائلند ، و اين غريب است .
2 - در ترجمهء نصير الدّين عليّ بن حمزة بن حسن طوسى گويد ( ص 390 س 27 و 28 و 29 ) : بعضى گفتهاند نسبت وى طبرسى است نه طوسى ، و طبرسى را گفتهاند كه منسوب بطبرس معرّب تفرش است ، و تفرش ناحيهء معروفى از قم است كه گروهى علما از آن برخاستهاند ؛ بلكه برخى چنين پنداشتهاند كه طبرسى مطلقا « هر كجا وارد شده باشد » نسبت بتفرش مذكور است نه طبرس بمعنى مازندران ، و استشهاد اين عدّه بكلام صاحب تاريخ قم « حسن بن محمّد بن حسن قمّى » است .
3 - در ذيل همين ترجمه در جاى ديگر گويد ( ص 391 س 14 تا 19 ) از آنچه در سابق در چند موضع گفتهايم و بعد نيز خواهيم گفت بدليل معتبر محقّق مىشود كه طبرسى غير از تفرشى ، و طبرى غير از طبرسى و طوسى است .
4 - در ترجمهء ابو على فضل بن حسن گويد ( ص 514 س 24 تا 27 ) در ترجمهء
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 569
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٥٦٩