برخى از بيانات دو تن از دانشمندان بزرگ شيعه ( ابو الفتوح رازى و سيّد مرتضّى رازى ) كه هر دو معاصر عبد الجليل قزوينى بوده ، و نيز بيانات هر دو به فارسى و استدلالى است .
1 - اينكه ظاهر آيهء 121 سورهء مباركهء « طه » را كه
« وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى »
باشد معتقد شده و حكم به معصيت و غوايت حضرت آدم عليه السّلام كردهاند در صورتى كه اين عقيده با عقيدهء عصمت در انبيا منافات دارد از اينجاست كه علماى اعلام اماميّه رضوان اللّه عليهم بتوجيه آيه و معنى آن به نحوى پرداختهاند كه منافى با مقام عصمت و درجهء رفيعهء نبوّت نباشد .
ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 7 ؛ ص 496 چاپ اسلاميّه ) :
« ( وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى )
و آدم [ پروردگار خود را ] عاصى شد و غاوى .
اگر گويند : نه شما بر پيغمبران صغيره و كبيره روا نمىداريد چونست كه خداى تعالى عصيان و غوايت بآدم حوالت مىكند ؟ جواب گوئيم : عصيان مخالفت امر با ارادت باشد و امر و ارادت از حكيم تعلّق دارد هم بواجب و هم بمندوب ، چون بأدلّهء عقل بدانستيم كه مخالفت امر واجب بر آدم روا نباشد لابدّ حمل بايد كرد بر مخالفت امر مندوب .
اگر گويند : بر اين قاعده لازم آيد كه پيغمبران خداى هميشه عاصى باشند چه ايشان خالى نباشند از ترك مندوبات ؟ گوئيم : اين اطلاق نكنيم در حقّ پيغمبران چه اين لفظ بعرف مخصوص شده است بفاعل قبيح و تارك واجب و از آنجاست كه اسم ذمّ است امّا مقيّد روا داريم گوئيم : اگر مراد به معصيت ايشان ترك مندوب است آرى ، و اگر فعل قبيح يا ترك واجب است نه . و أمّا قوله : ( فغوى ) أى خاب ؛ براى آنكه غيّ در كلام عرب بمعنى خيبت آمده است قال الشّاعر :
فمن يلق خيرا يحمد النّاس أمره * و من يغو لا يعدم على الغىّ لائما
شاعر مىگويد : هر كه او خيرى بيند يعنى هر كه او مالى دارد مردمان او را