به چهار نفر اوّل سلمان فارسى رضي اللّه عنه . دويم جابر سيم سيّد و چهارم يونس بن عبد الرّحمن . و مراد از جابر همين جابر بن يزيد جعفى است نه جابر انصارى بتصريح علماء رجال . و ابن شهر اشوب و كفعمى او را « باب حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام » شمردهاند و ظاهرا مراد باب علوم و اسرار ايشان سلام اللّه عليهم است ، و حسين بن حمدان حضينى نقل كرده از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : انّما سمّي جابرا لأنّه جبر المؤمنين بعلمه و هو بحر لا ينزح و هو الباب في دهره و الحجّة على الخلق من حجّة اللّه أبي جعفر محمّد بن عليّ عليهما السّلام ، همانا جابر به اين اسم ناميده شده به جهت اينكه نيكوحال و توانگر مىكند مؤمنين را بعلم خود ، و او دريائى است كه هرچه از او برداشته شود تمام نشود ، و او است باب در زمان خود ، و حجّت بر خلق از جانب حجّة اللّه ابو جعفر محمّد بن على عليه السّلام .
قاضى نور اللّه در مجالس المؤمنين گفته : « جابر بن يزيد الجعفيّ الكوفى - در كتاب خلاصه آورده ( آنگاه عبارت قاضى را تا اين عبارت : « آنگاه بگو : حدّثني محمّد بن عليّ بكذا و كذا » نقل كرده و بلفظ « انتهى » پايان داده و گفته ) :
فقير گويد كه : حسين بن حمدان روايت كرده كه در اوقاتى كه جابر خود را ديوانه كرده بود و سوار نى شده بود با كودكان بازى ميكرد شخصى شبى بطلاق زنش قسم خورد كه فردا من اوّل كسى را كه ملاقات مىكنم از حال زنها از او مىپرسم اتّفاقا اوّل كسى را كه ملاقات كرد جابر بود سوار بر نى شده بود ، آن مرد پرسيد از او از زنها ؟ فرمود : زنها سه قسمند و حركت كرد . آن مرد گرفت نى او را كه حركت نكند ، فرمود : رها كن اسب مرا . پس دوانيد اسب خود را با بچگان . آن مرد چيزى نفهميد پس ملحق شد بجابر و گفت : بيان كن سه قسم زنها را كه گفتى . فرمود : يكى از آنها براى تو نفع دارد ، و يكى براى تو ضرر ، و يكى نه نفع دارد و نه ضرر . اين را گفت و فرمود :
بگذار اسب مرا ، و حركت كرد . باز چون آن مرد نفهميد خود را به او رسانيد و گفت : نفهميدم آنچه گفتى . فرمود : آن زنى كه نفعش براى تو است باكره است ، و آن زنى كه براى تو ضرر دارد زنى است كه شوهر كرده و از شوهر سابقش اولاد دارد ، و آنكه نه نفع دارد
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 454
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٤٥٤