و قاضى نور اللّه ( قده ) در مجالس المؤمنين در مجلس پنجم كه در ذكر علما و فقهاء است گفته است : « معاوية بن عمّار الدّهنى : در كتاب كاشف ذهبى مسطور است كه : دهن طايفهاىاند از قبيلهء بجيلة ، و دهن بتحريك نيز آمده . و او از امام جعفر بن محمّد ( ع ) روايت دارد ، قتيبه گفته : او ثقه است ، و أبو حاتم گفته كه : حديث او قابل احتجاج نيست ، و در كتاب خلاصه مذكور است كه معاوية بن عمّار بن أبي - معاوية خبّاب بن عبد اللّه الدّهنيّ بضمّ دال مهمله ، و سكون ها يا فتح آن ، و نون قبل از يا ، كوفى و مولاى بنى دهن است كه طايفهاى از قوم بجيلهاند و او وجه اصحاب ما است و در ميان ايشان متقدّم و كبير الشّأن و عظيم المحلّ و ثقه است . و پدر او عمّار در ميان عامّه يعنى اهل سنّت و جماعت چنين بود ، معاويه از حضرت امام جعفر صادق و امام موسى كاظم عليهما السّلام روايت نموده و شيخ أبو عمرو كشّى گفته كه : عمر او يكصد و هفتاد و - پنج سال بود و در سال يكصد و هفتاد و پنج وفات يافته » .
پوشيده نماناد كه عبارت كشّى كه نقل شد بعد از كلمهء عاش سقط دارد و صد و هفتاد و پنج ، سال وفات او بوده نه عمر او بقرينهء عبارت نجاشى كه نقل شد .
و چون جلالت صاحب ترجمه در ميان علماء شيعه - رضوان اللّه عليهم - بلكه در ميان علماء اهل سنّت نيز ثابت است چنان كه از كتب رجال استفاده مىشود به اين مقدار كفايت شد و طالب تفصيل بموارد آن مراجعه نمايد .
« جابر جعفى »
قاضى شوشترى ( ره ) در مجلس چهارم از مجالس المؤمنين گفته :
« جابر بن يزيد الجعفىّ الكوفيّ - در كتاب خلاصه آورده كه حضرت امام جعفر صادق - عليه السّلام - بر او رحمت مىفرستاد و مىفرمود كه : او نقلى كه از ما مىكرد راست و درست بود ، و ابن غضايرى گفته كه : جابر ثقه است فى نفسه امّا اكثر آنها كه از او روايت كردهاند ضعيفاند . و در كتاب شيخ أبو عمرو كشّى از جابر مذكور نقل نموده كه گفت : در ايّام جوانى به خدمت حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام بمدينه رفتم و چون بمجلس آن حضرت درآمدم آن حضرت پرسيدند كه : تو چه كسى ؟ گفتم : مردىام از كوفه ، پرسيدند از كدام طايفه ؟ گفتم