صادق عليه السّلام است در فصل هشتم كه در ذكر چند نفر از بزرگان اصحاب آن حضرت است نفر هيجدهم را چنين ياد كرده است :
« هيجدهم - معلى بن خنيس بضمّ خاء و فتح نون بزّاز كوفى مولى ابي عبد اللّه الصّادق عليه السّلام ، از روايات ظاهر مىشود كه او از اولياء اللّه و از اهل بهشت است و حضرت صادق عليه السّلام او را دوست مىداشته و وكيل و قيّم بر نفقات عيال آن حضرت بوده . شيخ طوسى در كتاب غيبت فرموده : و از ممدوحين معلّى بن خنيس است و او از قوّام حضرت صادق عليه السّلام بوده و داود بن على او را به اين سبب كشت و او پسنديده بود نزد حضرت صادق عليه السّلام و بر طريقهء او گذشت ، و روايت شده از ابو بصير كه گفت : چون داود بن على معلّى را كشت و بدار كشيد او را ، بزرگ آمد اين بر حضرت صادق عليه السّلام و دشوار آمد بر او ، بداود فرمود :
اى داود براى چه كشتى مولاى مرا و وكيل مرا در مال و عيالم ؟ ! به خدا سوگند كه او وجيهتر بود از تو نزد خدا ، و در آخر خبر است كه فرمود : آگاه باش به خدا سوگند كه او داخل بهشت گرديد .
مؤلف گويد كه : از اخبار ظاهر مىشود كه حضرت صادق عليه السّلام در وقت قتل معلّى در مكّه بود ، چون از مكّه تشريف آورد نزد او رفت . فرمود : مردى از اهل بهشت را بكشتى . گفت : من نكشتم . فرمود : كه كشت او را ؟ گفت : سيرافى او را بكشت . و سيرافى صاحب شرطهء او بود . حضرت از او قصاص كرد و او را بعوض معلّى بكشت . و از معتّب روايت است كه حضرت صادق عليه السّلام آن شب در سجده و قيام بود و در آخر شب نفرين كرد بر داود بن على . به خدا سوگند كه هنوز سر از سجده برنداشته بود كه صداى صيحه شنيدم و مردم گفتند : داود بن على وفات كرد .
حضرت فرمود : من همانا خواندم خدا را بدعا تا فرستاد خداوند بسوى او ملكى كه عمودى بر سر او زد كه مثانهء او را شكافت . شيخ كلينى و طوسى بسند حسن كالصّحيح از وليد بن صبيح نقل كردهاند كه : مردى خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيد و ادّعا كرد بر معلّى بن خنيس دينى را بر او و گفت : معلّى برد حقّ مرا . حضرت
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 446
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٤٤٦