تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
ذكر اين قبيل مطالب مراجعه كند . و در تتمة المنتهى گفته ( ص 271 ) : « بدانكه سيّد شهيد قاضى نور اللّه ( ره ) در مجالس گفته كه : در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه در سال سيصد و چهل و پنج فتنهء عظيم واقع شد ميان اهل اصفهان و اهل قم كه به آنجا برسم تجارت رفته بودند بسبب آنكه اهل قم در آنجا سبّ صحابه نموده بودند تا آنكه اهل اصفهان جمعى كثير از ايشان را كشتند و اموال تجّار را غارت كردند و چون اين خبر بركن الدّولهء بويهى رسيد بواسطهء تشيّعى كه داشت در غضب شد و اهل اصفهان را مؤاخذه و مصادره بمال بسيار نمود . شيخ عبد الجليل رازى در كتاب نقض آورده كه اصفهانيى از قميى پرسيد كه : از كدام شهرى ؟ گفت : من از شهر دندان كنان ، مرد اصفهانى فرومانده گفت : معنى مفهوم نيست قمى گفت : معنى آنست كه چون بگويم : از قم گوئى : آه . و از اينجا معلوم مىشود كه قمى نباشد الّا شيعى ، و اصفهانى نبود الّا سنّى » .

تعليقهء 85 ( ص 198 ؛ س 1 ) عز الدين صاتماز بن قايماز حرامى

اينكه مصنّف ( ره ) گفته : « در اين تاريخ كه اين نقض مينويسم مثالى رسيده از قم كه مقطع قم امير غازى عادل صاتماز بن قايماز الحرامى بقم فرستاده است » . مراد « عزّ الدّين ستماز بن قايماز حرامى » است كه در تواريخ سلاجقهء عماد كاتب و اخبار الدّولة السّلجوقيّهء صدر الدّين ابو الحسن على بسين ذكر شده است ليكن از ملاحظهء بعضى نسخ خطّى عماد كاتب برميآيد كه بصاد هم مىنوشته‌اند چنان كه در ذيل صفحهء 249 نسخهء چاپى نقل صورت نسخه را بصاد نيز كرده است . بلكه از ملاحظهء تاريخ راحة الصّدور برميآيد كه اين نام را فقط بصاد مينوشته‌اند ( رجوع شود بصفحات 275 و 277 و 286 و 287 و 291 چاپ ليدن تاريخ مزبور ) و عبارت او در موضع اوّل اين است « چو سلطان محمّد از دنيا برفت موفّق گردبازو