اكنون كه اين معنى روشن شد ميگوئيم :
در معنى « باى خوان » و احتمال محرّف و محصّف بودن آن با توجّه بعبارت دوم مصنّف ( ره ) نيز كه در توضيح مراد و بيان مقصود دخالت تمام دارد وجوهى به نظر مىرسد :
1 - آنكه مراد آن باشد كه در كتب لغت از قبيل « برهان قاطع » و « انجمن - آراى ناصرى » و « آنندراج » تصريح كردهاند به اين عبارت : « پاى خوان با واو معدوله بر وزن آسمان بمعنى ترجمه باشد كه لغتى را از زبانى به زبان ديگر كنند » بنابراين معنى « پاى خوان » نزديك به معنى « پيش خوان » خواهد بود ، چنان كه در « آنندراج » گفته : « پيش خوان : معرّف يعنى آنكه چون كسى در مجلسى وارد شود بيان حسب و نسب او كند تا اهل مجلس درخور آن ، تعظيم و مراعات او كنند .
على تركمان :
« چون شود هنگامهء گل گرم در طرف چمن * پيشتر از مرغ بستان پيش خوانى ميكنم
در خلاصم رستميها كرد عشق * پيش خوان قصّهء من بيژن است »
چنان كه ملاحظه مىشود معنى اين دو اصطلاح نزديك به يكديگر است زيرا « پاى خوان » معرّف معناست و « پيش خوان » معرّف ذات ، پس مراد كسانى خواهند بود كه جلوى اشخاص بزرگ افتاده و هنگام ورود ايشان بمجالس ، آنان را معرّفى مىكنند . ليكن اين قبيل اشخاص از شخصى كه او را معرّفى مىكنند پستتر و مردمانى مىباشند كه از اين كار نان مىخورند و شخصا صاحب اسم و رسم و آبرو و حيثيّتى نيستند ، و مراد مترجمان حقيقى و معرّفان واقعى نيستند كه در حقّ ايشان گفتهاند : معرّف ( بكسر راء مشدّد ) بايد از معرّف ( بفتح راء مشدّد ) اجلى يعنى معروفتر باشد .
2 - آنكه مراد از « پاى خوانان » « پاى منبرى خوانان » باشد . باينمعنى كه در قديم رسم بوده و تا اين اواخر نيز ادامه داشت كه روضه خوان مبرّز و ماهر در كار