و سيّد رضى رضي اللّه عنه در نهج البلاغة كه مقبول الطّرفين است روايت كرده است از حضرت امير المؤمنين ( ع ) كه حضرت رسول ( ص ) به او گفت : تو مىشنوى آنچه من مىشنوم ، و تو مىبينى آنچه من مىبينم ، مگر آنكه تو پيغمبر نيستى بلكه وزير منى ، و امور تو بخير راجع است . و ابن ابى الحديد كه از مشاهير علما و محدّثين عامّه است در شرح اين سخن بعد از آنكه اخبار بسيار مؤيّد اين كلام نقل كرده گفته است : دليل بر آنكه آن حضرت وزير آن حضرت بوده است از نصّ كتاب و سنّت آنست كه حقّ تعالى از حضرت موسى ( ع ) نقل كرده است كه گفت :
وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي * هارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي ،
و رسول خدا ( ص ) فرمود در حديثى كه اجماع بر روايت آن كردهاند جميع فرقههاى اسلام كه : تو از من بمنزلهء هارونى از موسى مگر آنكه بعد از من پيغمبرى نيست ، پس ثابت گردانيد از براى آن حضرت جميع مراتب و منازل هارون را از موسى . پس بايد وزير حضرت رسول ( ص ) باشد و محكم كنندهء پشت او باشد و تقويت كنندهء امر او باشد و اگر نه آن بود كه خاتم پيغمبران بود هر آينه شريك در پيغمبرى او هم مىبود . و باز ابن أبى الحديد در موضع ديگر از شرح نهج البلاغه گفته است كه : حضرت امير المؤمنين ( ع ) در روز شورى گفت به آن پنج نفر كه عمر به او شريك كرده بود آنها را : در ميان شما كسى است به غير من كه حضرت رسول ( ص ) به او گفته باشد كه : تو از من بمنزلهء هارونى از موسى مگر آنكه پيغمبرى نيست بعد از من ؟ همه گفتند : نه . و صاحب صواعق محرقه به آن تعصّب و عنادش كه اعدى عدّ حضرت امير ( ع ) است و از همهء خوارج بدتر است تصحيح اين حديث نموده است امّا منع تواترش كرده است ، و كدام متواتر از اين واضحتر و قطعىتر مىباشد كه هر يك از محدّثين ايشان از جماعتى بسيار از صحابه روايت كردهاند كه ايشان قول هر يك از آنها را در هر امرى از اصول و فروع دين حجّت ميدانند چنانچه از تتبّع كتب ايشان ظاهر است . و در كتب عقايد در بسيارى از اصول دين با هر حديثى كه در يكى از صحاح ايشان مذكور است استدلال كردهاند قطع نظر از احاديث متواتره در طرق شيعه كه از هر يك از ائمّه روايت كردهاند امّا در وجه استدلال به اين حديث