تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
سيّد بحرانى ( ره ) و نظاير آنها زيرا اين مختصر گنجايش تفصيل را ندارد .

حديث منزلت و اخوت

علّامهء مجلسى ( ره ) در حقّ اليقين گفته ( ورق 46 چاپ معتمدى ) : « فصل دوم - در حديث منزلت است و آن از طرق عامّه و خاصّه متواتر است و ما به الاشتراك همه آنست كه حضرت رسول ( ص ) در مواطن بسيار به حضرت امير ( ع ) فرمود كه : أنت منّي بمنزلة هارون من موسى ، و در اكثر روايات اين تتمّه را دارد : الّا انّه لا نبيّ بعدي . يعنى تو از من بمنزلهء هارونى از موسى ، مگر آنكه پيغمبرى نيست بعد از من . و ما در اين مقام اكتفا مىنمائيم به چند حديث كه در صحاح ايشان موجود است چنان كه صاحب جامع الاصول از صحيح بخارى و صحيح مسلم و صحيح ترمذى روايت كرده است از سعد بن ابى وقّاص كه حضرت رسول ( ص ) در غزوهء تبوك على ( ع ) را در مدينه گذاشت . على ( ع ) گفت : يا رسول اللّه مرا در ميان زنان و اطفال مىگذارى ؟ حضرت رسول ( ص ) فرمود كه : آيا راضى نيستى كه از من بمنزلهء هارون باشى از موسى ؟ و در روايت ترمذى گفت : غير آنكه نيست پيغمبرى بعد از من . و در صحيح مسلم باز روايت كرده است مجموع اين روايت را . و از ابن مسيّب روايت كرده است كه روايت اين حديث از سعد به من رسيد خواستم كه مشافهة اين حديث را از سعد بشنوم ، رفتم بنزد سعد و گفتم : تو اين حديث را از رسول خدا ( ص ) شنيدى ؟ پس انگشتهاى خود را در گوشهاى خود گذاشت و گفت : بلى اگر نشنيده باشم هر دو گوش من كر شود . و ايضا در جامع الاصول از صحيح ترمذى روايت كرده است از جابر انصارى مجموع اين حديث را . و ايضا از حديث صحيح مسلم و صحيح ترمذى روايت كرده است كه : معاوية بن ابى سفيان سعد بن ابى - وقّاص را امير كرد و با او گفت : چه مانع است ترا از آنكه سبّ كنى و دشنام دهى ابو تراب را ؟ سعد گفت : تا در خاطر من هست آن سه چيز كه در حقّ على شنيده‌ام هرگز او را سبّ نخواهم كرد ، و اگر يكى از آنها از براى من مىبود دوست‌تر ميداشتم از آنكه شتران سرخ موى عالم از من باشد . شنيدم از رسول خدا كه به او