تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
باصفهان ، و دخل فى مذهب أبى حنيفة جماعة طلبا للجاه و خوفا منهم لامن اللّه ؛ و من جملتهم القاضي عمدة الدّين السّاوي » . محصل عبارت آنكه : اميران حبشى حنفى مذهب كه بزرگان دربار سلطان مسعود سلجوقى بودند و نفوذ و قدرت در انجام امور سلطنتى داشتند از آن جمله نجم الدّين رشيد جامه‌دار بود كه سرآمد همهء ايشان بشمار ميرفت ، و جمال الدّين اقبال جاندار ، و شرف الدّين گردبازو ، و مسعود بلالى نيز در رديف او بودند ، و از جملهء اميرانى كه تالي آنان و در درجهء دوم عظمت و قدرت بودند عماد الدّين صواب بود ، و شمس الدّين كافور ، و امين الدّين فرج الدّووى و امثال و نظاير ايشان ، و ايشان حنفيان متعصّبى بودند و بشافعيان اذيّت و آزار مىنمودند و بهر بهانه‌اى كه مىتوانستند علماى شافعى را مخذول و منكوب مىساختند و بنفى بلد و تبعيد ايشان مىپرداختند و مىخواستند كه مذهب امام شافعى را از رونق و عظمت بيندازند . و رؤساى مذهب را در هر شهرى توهين و تحقير مىنمودند و از هيچگونه بى - احترامى و اهانت خوددارى نمىكردند از آن جمله ابو الفضايل بن المشّاط بود در رى ، و ابو الفتوح اسفراينى بود در بغداد ، و خجنديان بودند در اصفهان ، و در اين امر باندازه‌اى افراط و تندروى نمودند كه جماعتى از شافعيان بمذهب حنفى درآمدند و مذهب شافعى را ترك كردند از اين جماعت است قاضى عمدة الدّين ساوه‌اى . نگارنده گويد : اين حادثه بقيّه دارد و در ترجمهء قاضى عمدة الدّين ساوه‌اى كه در تعليقهء خاصّى خواهد آمد ذكر خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . ابن الاثير در تاريخ الكامل ضمن ذكر حوادث سال پانصد و سى و هشت گفته : « و فيها توفّي أبو الفتوح محمّد بن الفضل بن محمّد الاسفراينيّ الواعظ من أهل - اسفراين من خراسان و أقام مدّة ببغداد يعظ و سار الى خراسان فلمّا مات حضر الغزنويّ عزاءه ببغداد و بكى و أكثر فقال بعض أصحاب أبي الفتوح كلاما أغلظ له فيه فلمّا قام الغزنويّ لامه بعض تلامذته على حضور العزاء و كثرة البكاء و قال له : كنت مهاجرا