تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
موافقت كرده بودند كشت و بار ديگر حلب و الجزيره و ديار بكر و آذربايجان و همدان را مسخّر نمود و در همدان فخر الملك ابو الفتح مظفّر پسر ارشد خواجه نظام الملك به خدمت او رسيد و تتش نظر بميل عامّهء مردم بخاندان نظام الملكى او را بوزارت خود برداشت بركيارق در شوّال 487 از راه موصل بجنگ عمّ خود تتش بكردستان آمد ولى از تتش شكست خورد و باصفهان گريخت . مردم اصفهان و طرفداران برادرش محمود مىخواستند بركيارق را كور كنند و محمود را بپادشاهى بردارند ليكن از حسن اتّفاق براى بركيارق محمود در اين تاريخ مريض و تركان خاتون نيز وفات يافته بود محمود در همين ايّام مرد و بركيارق از عذابى كه جهت او تهيّه شده بود رست . سلطنت بركيارق در اين تاريخ سخت متزلزل بود چه از طرفى تتش قدرت فوق العاده حاصل كرده و مستظهر خطبهء پادشاهى را بنام او مقرّر كرده بود و از طرفى ديگر عزّ الملك وزيرش قبل از حركت سلطان بجنگ تتش در موصل وفات يافته و كسى كه بتواند امور پريشان او را سر و صورتى بخشد وجود نداشت . بركيارق پس از مراجعت باصفهان پسر دوّم خواجه نظام الملك يعنى مؤيّد - الملك شهاب الدّين ابو بكر عبيد اللّه را كه تازه از فتنهء خراسان گريخته و به اين شهر آمده بود بوزارت خود اختيار نمود و مؤيّد الملك كه كافىترين پسران خواجه و از وزراى با فضل و كاردان سلجوقى است به زودى سلطنت متزلزل بركيارق را استوار كرد و بزرگترين دشمنان او يعنى تتش را در نتيجهء يك جنگ كه در صفر 488 در نزديكى رى اتّفاق افتاد منهزم نمود و تتش در واقعه بقتل رسيد و شرّ او دفع گرديد » .
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 324 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث