مراد از « تتش » تاج الدّوله تتش بن الب ارسلان بن ملكشاه سلجوقى است كه نظر بكثرت وقايع و حوادث مهمّ زمان وى نام او در تواريخ مربوط بسلاجقه بسيار برده شده و نظر به طول زمان قدرت و كثرت سوانح حياتيّهء او و مخصوصا نظر بأهميّت حوادث اواخر زمان حيات او كه با برادرزادهاش بمخالفت برخاسته و منتهى بقتل او گرديده است اين تعليقات گنجايش جريان همهء اين حالات و ترجمهء وى را از اوايل حال تا اواخر زندگانى وى ندارد از اين روى بمجملى از وقايع اواخر عمر او در اينجا مىپردازيم و بطور خلاصه بقسمتى از زدوخورد و برخوردهاى اين عمّ و برادرزاده اشاره مىكنيم :
راوندى در راحة الصدور در شرح حال بركيارق گفته ( ص 142 ) :
« آنگه تتش عمّ بركيارق پسر سلطان الب ارسلان خروج كرد و بكهستان آمد سلطان بركيارق تعجيل كرد و با اندك مايه لشكر باصفهان شد تركان خاتون در رمضان سنهء سبع و ثمانين و أربعمائة فرمان يافته بود بركيارق قوّت مقاومت تتش نداشت تن با برادر محمود داد باصفهان ، محمود باستقبال آمد و از اسب يكديگر را در كنار گرفتند هم در روز انر و بلكابك كه در خدمت بودند بركيارق را در كوشك ميدان بازداشتند در آن اتّفاق بودند كه بركيارق را ميل كشند ناگاه محمود را آبله برآمد توقّف كردند تا حال بچه رسد محمود در هفته فرمان يافت بركيارق را بيرون آوردند و بر تخت نشاندند درين حال مؤيّد الملك بن نظامه از خوراسان در رسيد و بوقت كار وزير شد و بركيارق را نيز چندان آبله بر آمد كه ازو مأيوس شدند چون شفا يافت لشكر گرد كرد و بهمدان آمدند و با تتش مصاف دادند در صفر سنهء ثمان و ثمانين و اربعمائه » .
ابو الفوارس سيّد ناصر بن عليّ در اخبار الدولة السلجوقية گفته ( ص 82 ) :
« فمضى مؤيّد الملك بالجيوش الى محاربة تاج الدّولة تتش بن البارسلان و لقيه تاج الدّولة تتش بن البارسلان و وصل السّلطان بركيارق خلف عسكر مؤيّد - الملك الى لقاء عمّه فالتقوا بقرب الرّيّ و اقتتلوا قتالا شديدا فقتل تاج الدّولة
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٣٢١