تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
« تنبيه - جمهور فرقهء معتزله و از اصحاب ما علم الهدى سيّد مرتضى و شيخ الطّائفه صاحب التّبيان و شيخ المفسّرين طبرسى در تفسير مجمع البيان گفته‌اند كه جملهء [ احاديث ] قصّه معراج بر چهار وجه منقسم است : احدها ؛ آنچه بوجه تواتر اخبار و احاطهء علم بر صحّت آن اجماع حاصل است . ثانيها ؛ آنست كه در آن وارد شده است آنچه عند العقول مجوّز بود و اصول بر آن حاوى باشد . پس ما هم آن را تجويز نمائيم و قطع و يقين حاصل كنيم كه در حالت بيدارى واقع شد نه در حالت منام . ثالثها ؛ آنچه ظاهرش مخالف باشد ببعض اصول مگر آنكه تأويل آن بوجه موافق معقول ممكن باشد . پس اولى است كه آن را مطابق حق تأويل كنيم . رابعها ؛ آنچه ظاهرش صحيح نباشد و تأويل آن ممكن نبود مگر بر تعسّف بعيد ، پس اقوى آنست كه قابل قبوليّت نباشد . اقول : اصل آنست كه اوّل ؛ مقطوع به است و آن همين قدر كه جناب نبوى ( ص ) را معراج و اسراء حاصل شد و امّا ثانى ؛ پس مراد از آن احوالى است كه مروى گشته متعلّق به اينكه آن حضرت ( ص ) در سماوات طواف فرموده است و حضرات انبياء عليهم السلام و عرش و سدره و جنّت و جهنّم و ديگر عجائب آيات را معاينه فرموده . امّا ثالث ؛ آنست كه مروى گشته در متواتر اخبار كه آن جناب قومى را ديد در بهشت كه در آنجا متنعّم بودند و قومى را در جهنّم ديد كه در آنجا معذّب بودند . پس حمل كرده شود كه صفت ايشان يا اسماء ايشان را ديده باشد . امّا رابع ؛ پس مانند آنست كه مكالمه فرمود با حضرت حقّ سبحانه جهرة و حقّ را ديد و بر سرير خداوند متعال [ با او ] قيام و قعود نمود و امثال اين از چيزهائى كه موجب تشبيه باشند . چه حق سبحانه مجرّد و منزّه و مقدّس است از اين چيزها . و كذلك ما روي انّه شقّ بطنه و غسل ، لانّه عليه السّلام كان طاهرا مطهّرا من كلّ سوء و عيب و كيف يطهّر القلب و ما فيه من الاعتقاد بالماء ؟ ! و جماعتى از اشاعره به همين ميل كرده‌اند از ايشان است قاضى عياض و غيره .