وجوه فساد آن گفته شود ان شاء اللّه تعالى في قوله :
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ »
.
نگارنده گويد : متأسّفانه در تفسير :
« أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ »
هيچگونه سخنى از « شقّ البطن و غسل القلب » بميان نياورده ليكن در تفسير آيهء
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ
( آيهء 125 سورهء انعام ) » وجوهى در معنى شرح صدر ياد كرده كه يكى از آنها اين است ( ج 2 چاپ اوّل ، ص 334 ) :
« وجهى دگر در شرح صدر آنست كه يا چنان تفسير كنند كه اهل عدل كردند ، يا چنان كه مخالفان ما گفتند ، اگر چنين تفسير دهند شبهه زايل باشد ، و اگر چنان تفسير دهند كه ايشان گفتند در حقّ رسول ( ص ) فى قوله تعالى :
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ
كه سينه شكافتن و دل شستن باشد اين معنى صورت نبندد و حاصل نيست و نبود در حقّ هيچ كس از مؤمنان ، و كذلك في قوله تعالى :
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ .
عجب از مذهب گويندگان اين معنى ؟ ! خداى تعالى گفت : كافر هفتاد سال بر كفر اصرار كرده ، و با من همتا و انباز گرفته ، و رسولان مرا ناسزا گفته ، و الهيّت مرا منكر بوده چون انديشه كند و انتباهى بباشد او را ايمان آرد حق تعالى گفت :
من شرح صدر او كنم ، و در اين دو آيت آنچه بدترين كافران را حاجت نيست بهترين پيغمبران را چگونه حاجت باشد ؟ ! چون تفسير ايشان باطل شد تفسير اهل عدل ماند ؛ اين وجه ديگر است » .
و محتمل است كه ابو الفتوح ( ره ) در جاى ديگر از تفسير خود نيز در اين باره سخنى گفته باشد ليكن من از آن اطّلاع نداشته باشم .
ابو المحاسن جرجانى ( ره ) در جلاء الاذهان در تفسير آيهء
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ »
ضمن بحث از معراج پيغمبر ( ص ) گفته ( ج 5 ؛ ص 219 ) :
« و اينجا حديث شكافتن شكم و شستن دل گويند و آن حديثى باطل است و از عقل و شرع دور » .
ملّا فتح اللّه كاشانى ( ره ) در منهج الصّادقين در ذيل آيهء « سبحان الّذي أسرى